اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

60
  • [که در قلبشان چه می‌گذرد]! بله، در ظاهر می‌گویند که ما خدمتکاریم و برای خدمت آمده‌ایم و تشنۀ قدرت نیستیم؛ امّا اگر قرار باشد که آن پُست از آنها گرفته شود، دیگر هیچ چیزی نیست که به یکدیگر نگویند؛ و اگر هم چیزی نگویند برای آن است که موقعیّت خودشان را حفظ کنند!

  •  این جنبه را جنبۀ ریاست می‌گویند که این جنبۀ ریاست یک امر اعتباری است، امّا منشأش و برگشتش به یک امر حقیقی است و آن امر حقیقی1 عبارت از این است که انسان در خودش احساس استیلاء و احساس ریاست می‌کند.

  •  من‌باب‌مثال الآن شما بر وجود و جسم و افکار خودتان این احساس را دارید و این دیگر به‌دست کسی نیست؛ مثلاً من الآن دست خودم را حرکت می‌دهم و این لیوان را برمی‌دارم و دوباره روی زمین می‌گذارم، و این کار دیگر نه در اختیار شما است و نه در اختیار کس دیگری، بلکه در اختیار خودم است! این احساس ریاست بر جسم، بر اعضا، بر افکار و بر خصوصیّات و آثار وجودی انسان، دیگر امر اعتباری نیست؛ یعنی این‌طور نیست که اگر شما اراده بکنید، من بتوانم بردارم و اگر اراده نکنید، نتوانم؛ مگر در بعضی از حالات به‌خصوص! بنابراین برگشت این مسئله به یک امر حقیقی است. من فقط یک مثال زدم، حالا راجع به مِلک هم همین مسئله مطرح است.

  •  علیٰ‌أیّ‌حال این احساس ابتدائاً در انسان هست که اختیار تصرّف در اعضا و افکار و شؤونات، اعطاء از جانب کسی دیگر نیست؛ و حتّی اگر انسان در بیابان هم باشد و اصلاً انسانی هم وجود نداشته باشد، این احساس در وجود او هست. این یک احساس حقیقی است که منشأ می‌شود برای اینکه سایر مسائل اعتباریه در این عالم به‌وجود بیاید و به این مسائل اعتباری در این دنیا ترتیب اثر بدهند و بنای اجتماع بر همین مسائل اعتباری باشد.

    1. البتّه در واقع همین امر حقیقی هم اعتباری است که إن‌شاءاللَه جهتش را در آینده ذکر می‌کنیم که چرا باز هم این یک امر اعتباری است و حقیقی نیست.