اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

59
  • خب تو هم مثل یکی از افراد مردم هستی! شش تا جلو می‌روند، بوق می‌زنند و می‌گویند: «کنار بروید، فاصله بگیرید، چپ بروید و... .» که یک آدم می‌خواهد بیاید و رد بشود؛ آدمی که همین غذایی که ما می‌خوریم او هم می‌خورد و کارهایی که ما می‌کنیم او هم می‌کند. این آدمی که مثل ما است می‌خواهد بیاید و رد بشود. در زمان سابق وقتی که این شاه‌ها می‌خواستند بیایند و بروند، عدّه‌ای جلوتر می‌آمدند و دور باش و کور باش و کَر باش و... راه می‌انداختند که خود سلطان یا زن او می‌خواهد رد بشود! حالا ای کاش تحفه‌ای هم بودند!

  • داستان مواجهۀ امام جواد علیه السّلام با مأمون و لشکریان او

  •  یک روز مأمون با آن کَبکَبه و دَبدَبه و همین کَر باش و کور باش‌ها از جایی رد می‌شد. بچّه‌ها فرار کردند، ولی امام جواد علیه السّلام با اینکه نُه یا ده سال داشتند، سر جای خود ایستادند. مأمون تعجّب کرد! این قضیّه در موقع بازگشت هم تکرار شد و دوباره بچّه‌ها کنار رفتند، ولی حضرت سر جای خود ایستادند! مأمون گفت: «چرا مثل بقیّۀ بچّه‌ها نرفتی؟!» حضرت فرمودند:

  • من کاری نکرده بودم که از تو بترسم و از جای خود کنار بروم و فرار کنم! نه راه را بر تو بسته بودم و نه کاری کرده بودم که از مَآل و عاقبت کار خود هراس داشته باشم؛ لذا سر جایم ایستادم، بیا و عبور کن!1

  •  امام جواد علیه السّلام می‌خواهد که شیعه‌اش در ارتباطاتِ خود به این‌قِسم عمل کند و این‌طور باشد. التفات کردید؟! این شیعه باید شیعۀ امام جواد علیه السّلام باشد! امام صادق علیه السّلام فرمود: «اگر پنج نفر مثل هارون مکّی داشتم، بر علیه اینها قیام می‌کردم!»2 یعنی امام صادق پنج نفر مثل هارون مکّی نداشت!

  • معنای واقعی ریاسات دنیوی

  •  وقتی که این افراد [در آن ماشین‌های کذایی] می‌نشینند و جنبۀ ریاست و استعلا و استیلای بر مقدّرات یک مملکت [را به خود می‌گیرند]، دیگر خدا می‌داند

    1. رجوع شود به کشف الغمّة، ج ٢، ص ٣٤٤.
    2. بحار الأنوار، ج ٤٧، ص ١٢٣.