اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

56
  •  واقعاً انسان نمی‌داند راجع به این کلمات حضرت چه بگوید؟ آیا آن را اعجاز بداند یا اسم دیگری بر آن بگذارد؟!

  •  خب حالا به بحث از فقرۀ اولیٰ می‌پردازیم که امام علیه السّلام می‌فرماید:

  • أن لا یرَی العبدُ لنَفسِه فیما خَوَّلَه اللَه مِلکًا، لِأنّ العَبید لا یکونُ لَهم مِلکٌ؛ «بنده هیچ ملک و تملّک و تعلّقی را نسبت به آنچه خدا به او به‌عنوان عاریه داده است احساس نکند.»

  • بی‌اصل و ریشه بودن امور اعتباری

  •  به‌نحو اجمال عرض می‌کنم: در فلسفه بحثی است که می‌گوید: «هرچه در عالم اعتباریات وجود دارد باید برگشتش به یک امر حقیقی و انتزاعش از یک امر حقیقی باشد.»1 یعنی آنچه ما در عالم اعتباریات به آن توجّه می‌کنیم و آن را به حساب می‌آوریم، باید مُنشَأ از یک امر حقیقی باشد؛ مثلاً یکی از مسائل و قضایای اعتباری مسئلۀ ریاست و مرئوسیّت است. چند نفر جمع می‌شوند و یک نفر را رئیس خودشان قرار می‌دهند و یا مسئول سازمانی قرار می‌دهند؛ و یا مثلاً در یک مسافرت، چند نفر می‌گویند: «آقا، مسائل با مشورت می‌گذرد و اگر اختلافی باشد، در نهایتِ امر، رأی فلانی را می‌پذیریم و مسئله خاتمه پیدا می‌کند.» در اینجا به یکی رئیس و به دیگری مرئوس می‌گویند. خب این یک مسئلۀ اعتباری است و در مسائل اعتباری اصلاً حقیقت قضیّه اعتباری است.

  •  من‌باب‌مثال مردم می‌آیند و یک نفر را انتخاب می‌کنند و به مجلس می‌فرستند. این یک قضیّۀ اعتباری است و اگر این شخص را انتخاب نکنند، شخص انتخاب نمی‌شود و به مجلس نمی‌رود؛ حالا اگر این نماینده علاّمۀ بحرالعلوم هم باشد، اگر مردم انتخابش نکنند، انتخاب نمی‌شود و باید در منزلش بنشیند؛ ولی اگر یک مرد یا یک زن معروفی باشد و مردم انتخابش کنند، به نمایندگی می‌رسد. البتّه در زمان حکومت سابق و شاه این‌طور نبود؛ چون آن رأی‌ها از قبل تعیین شده بود و مردم در آنجا بازیچه‌ای

    1. رجوع شود به شرح المنظومة، ج ٢، ص ٥٩ ـ ٤٠٢؛ اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج ٢، ص ١٦٧.