
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
54إنشاءاللَه عادل است و تمام! بلکه اوّلاً باید با مشقّت و سختی بفهمید که او عالم است، و ثانیاً باید با مشقّت و زحمت خیلی بیشتری بفهمید که او باتقوا است و از هوای نفس گذشته است! بهصِرف اینکه این آدم خوبی است و چیزی از او ندیدهایم، نمیتوان از او تقلید و تبعیّت کرد.1
تذکّر مرحوم آقای حدّاد نسبت به حسن ظنّ بیدلیل
بنده نیز زمانی به این مسئله مبتلا بودم و نسبت به شخص معروفی ـ که الآن حیات ندارد ـ حسن ظن داشتم. روزی در خدمت مرحوم آقای حدّاد راجع به آن شخص ذکری به میان آمد. بنده براساس همان حسن ظن توقّع داشتم که آقای حدّاد از او تعریف کنند و بگویند بله، مرد بزرگی است؛ ولی ایشان سری تکان دادند و بسیار آهسته فرمودند: «عجب نفس کافری دارد!» ایشان حرف دیگری هم نزدند و از این بحث گذشتند.2
من از یک طرف مات و مبهوت مانده بودم که چطور میشود شخصی که اینقدر روی او سرمایه گذاشته بودیم، چنین باشد؟! ببینید چقدر مسئله عجیب و مهم است! ایشان این مطلب را برای ما گفتند دیگر! البتّه او یک شخص عادی بود ـ یعنی در سِلک [علما] نبود ـ و من نه از او تقلید میکردم و نه مراجعهای داشتم، بلکه با آن ذهنیّتی که در سنین شانزده یا هفده سالگی داشتم، میخواستم نزد او بروم و از او استفاده کنم، و تصوّر میکردم که اگر دستم به مثل آقای حدّادی نرسید، میتوان نزد او رفت! از طرف دیگر به آقای حدّاد هم اعتمادی ما فوق اعتماد داشتم؛ یعنی مسئله نسبت به ایشان تمام بود!
ایشان این مطلب را برای این میخواستند بگویند که اینقدر براساس ظاهر صالح به افراد اعتماد نکن؛ لذا بعد از حدود بیست سال برای بنده روشن شد که حرف آقای حدّاد در آن زمان چه بوده و آن شخص عجب آدمی بوده است!
- رجوع شود به فقاهت در تشیع، ص ٥٨ و ٩٩.
- مرحوم آقای حدّاد در مقام تعریف بسیار مختصر صحبت میکردند؛ یعنی در یک جملۀ پنج شش کلمهای مطلبشان را نسبت به فردی میگفتند و رد میشدند و دیگر در صحبتشان مدام عبارات و کلمات متعدّد نمیآوردند.
