اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

44
  • از شما می‌دانم به بقیّه می‌گویم!» آقای حدّاد هم مجبور شد تغییری در وضع او به‌وجود بیاورد؛ امّا نتیجه‌اش چه شد؟ باز من خود شاهد بودم که چندی نپایید که قهر و غضب الهی آمد و گریبان او را گرفت و او را به اسفل السّافلین فرو برد!

  •  من وقتی نامه‌ای که او برای مرحوم آقا نوشته بود را می‌خواندم، دیدم خودش اعتراف کرده بود که: «شما بدانید که من الآن در قعر جهنّم مبتلا هستم!» مرحوم آقا هم دیگر به او توجّه نکردند و به نامۀ او پاسخ ندادند و حتّی در سفر مکّه‌ای که مرحوم آقا به‌اتّفاق بعضی از دوستان رفته بودند و او هم آمده بود، هرچه اصرار کرد که مرحوم آقا صحبت کنند و بین او و آقای حدّاد واسطه بشوند، قبول نکردند و فرمودند: «من ذرّه‌ای از آنچه استادم برای تو تصمیم گرفته است تخطّی نخواهم کرد؛ تو برو کارت را با آقای حدّاد درست کن! دیگر کاری از دست من برنمی‌آید!» تمام اینها را در کتاب روح مجرّد1 خوانده‌اید که چقدر ایشان وساطت کردند و تا چه اندازه و چند بار برای او زحمت کشیدند, ولی بالأخره صبر خدا هم حدّی دارد!

  • انصراف از توحید و خطرات مهلکۀ ناشی از آن

  •  این مسئله از مسائل بسیار مهم و از اسراری است که خیلی‌ها را زمین زده است! دیدِ ما نباید از توحید به مَظهر برگردد، و إلاّ در یک جا ما را بر زمین می‌زند! چون نفس بالا می‌آید و قدرت و قوّت پیدا می‌کند و می‌بیند که باید بر خلاف تقدیر و مشیّت الهی به راه دیگری برود؛ زیرا نمی‌تواند خود را با آن تقدیر و ارادۀ پروردگار وفق بدهد و به‌خاطر اینکه قوی شده، می‌خواهد در قبال اراده و رضای الهی بایستد! اینجا است که می‌خواهد آن قضا و قدر را که مخالف با نفس است تغییر بدهد و چون دستش به خدا نمی‌رسد، به یک مَظهر رو می‌آورد؛ و چون آن مَظهر هم نمی‌تواند بر خلاف ارادۀ خدا کاری انجام دهد و حرکتی بکند، آن شخص ساقط می‌شود؛ چون از اوّل خودش را تصحیح نکرده است!

  • دیدگاه مرحوم علاّمه طهرانی به استاد خویش، مرحوم حدّاد

  •  در اینجا مناسب است مطلبی را بگویم و به عرائض امروز خاتمه بدهم، و آن

    1. رجوع شود به روح مجرّد، ص ٥٤١ ـ ٥٥٢ و ٥٨٨ و ٥٨٩.