اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

37
  • بگیرد، می‌خواهی چه بگویی؟! اگر اراده و نظر استاد عین اراده و نظر پروردگار است، پس برو اصل را بگیر و مطلب را به اصل نسبت بده، چرا به فرع نسبت می‌دهی؟! و اگر نظر او خلاف نظر پروردگار است که آن استاد پَشیزی نمی‌ارزد و اصلاً به‌درد نمی‌خورد! منتها چون ما نمی‌توانیم و دستمان از آن مرتبه کوتاه است که خدا را بگیریم و پایین بکشیم ـ زیرا او پایین نمی‌آید ـ استاد بیچاره را گیر می‌آوریم و هرچه دلمان می‌خواهد به او می‌گوییم! مثلاً می‌گوییم: اگر شما اراده‌ات تعلّق می‌گرفت چنین و چنان می‌شد و... ! نه آقا، این حرف‌ها نیست؛ تمام این حرف‌ها خلاف و اشتباه است!

  • لزوم نگاه غیر استقلالی به استاد

  •  سالک فقط و فقط باید توجّهش به خدا باشد، و نباید به استاد به دید استقلالی نگاه کند! اگر به دید استقلالی نگاه کند، بر سر او همان خواهد آمد که بر سر آن شاگرد آقای حدّاد که مطرود شد آمد! اشتباه او همین بود که نخواست حساب خود را با خدا صاف کند، لذا می‌آمد یقۀ آقای حدّاد را می‌گرفت! بنده خودم شاهد بودم. نمی‌خواست به آنچه خداوند برای او تقدیر کرده رضایت بدهد، نمی‌خواست به آن سختی‌هایی که خداوند بر خلاف میلش برای او تقدیر کرده [رضایت بدهد]، بلکه می‌خواست که از دریچۀ نفس آقای حدّاد ـ روحی فداه ـ تقدیر خدا را عوض کند!

  •  خیلی عجیب است! آیا تو می‌خواهی تقدیر را عوض کنی؟! خیال می‌کنی که او به حرفت گوش می‌دهد؟! او آن‌قدر به ریشت می‌خندد تا خدای‌ناکرده کار به حدّ جسارت و تجرّی می‌رسد که یک‌مرتبه غیرت خدا می‌آید و می‌زند و به اسفل‌السّافلین می‌بَرد؛ آنجایی که دیگر هیچ خبری از او نیست! آن شخص به همین مسئله مبتلا شده بود.

  •  اشکال او این بود که به‌جای اینکه دندان روی جگر بگذارد و بر خلاف آنچه نفس او تقاضا می‌کند [حرکت کند، می‌خواست تقدیر را عوض نماید]! هر کدام از ما، نفس داریم و نفس ما هم تقاضایی می‌کند، منتها این را هم خدمت شما عرض کنم: اینکه فعلاً تا حدودی پا را از گلیم خود بیرون نمی‌گذاریم برای این است که