اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

264
  •  حساب افرادی که معاد و عقبات و بهشت و جهنّم را انکار می‌کنند جدا است؛ ولی ما که قبول داریم! بر این اساس حتّی اگر بخواهیم مانند تجّار و کسبه هم کار انجام بدهیم، نباید به ضرر خودمان کار کنیم. تجّار ابتداء حساب می‌کنند که آیا در این معامله ضرر است یا منفعت! آیا تا به‌حال دیده شده تاجری بداند در معامله‌ای ضرر است ولی اقدام کند؟! امکان ندارد و اگر انجام دهد، می‌گویند: «او دیوانه است، و اصلاً چرا مغازه و حجره‌اش را باز می‌کند؟!» پس تمام کارهای ما از اوّل تا آخر براساس جنون است!

  •  حالا متوجّه شدید که چرا بزرگان می‌گویند تمام مردم غیر عقلاء هستند؟! چون آدم عاقل که این کارها را انجام نمی‌دهد! ما به‌خاطر امری روزمرّه و مسئله یا قضیّه‌ای چند روزه یا سه ساله یا ده ساله، سعادت ابدی را از دست می‌دهیم، آن‌وقت همین مردم فردای قیامت به ما می‌گویند: «می‌خواستی انجام ندهی، ما که دستت را نبسته بودیم و تو را به انجام این امر مجبور نکرده بودیم! ما فقط به تو اخم کردیم، خب می‌خواستی اخم ما را قبول کنی و بپذیری!» آیا برای رسیدن به سعادت، کمترین مقدار تحمّل لازم نیست؟! آیا همیشه باید اوضاع به‌صورت عادی و بر وفق مراد باشد؟! در این‌صورت بین انسان و غیر انسان فرقی نیست!

  • دیدگاه صحیح انسان به مایملک خویش

  •  فلذا امام علیه السّلام می‌فرمایند: «انسان باید مانند بندگان باشد و مال را در جایی قرار بدهد و صرف کند که خدا امر می‌کند.» چون انسان مالک نیست! اگر انسان این حال را داشته باشد، آن‌وقت کم‌کم متوجّه می‌شود که این اموال از او نیست و تعلّق او نسبت به این اموال کم شده و کم‌کم بی‌تفاوت می‌شود. البتّه بنده نمی‌گویم که این حال به آسانی به‌دست می‌آید، بلکه باید تأمّل کنیم، با خود کلنجار برویم و در خودمان این مسئله را مرور کنیم؛ زیرا اینها خیلی تأثیر می‌گذارد.

  • سخن معاویه در مورد انفاق امیرالمؤمنین علیه السّلام

  •  بعد از اینکه عَدیّ بن حاتم نزد معاویه گفت: «علیّ بن ابی‌طالب علیه السّلام از دنیا و زخارف آن گریزان بود» و اوصاف آن حضرت را بیان کرد، معاویه گریه می‌کرد و می‌گفت: «یَرحَمُ اللَهُ أباالحَسنَ، کان کذلِک؛ خدا اباالحسن را بیامرزد که