
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
262یک مرتبه یکی از دوستان مرحوم آقا آمد و ملکی را که خیلی قیمتی بود ـ و اگر این زمان بود حدود پنج شش میلیارد تومان قیمت داشت ـ به ایشان هدیه کرد و گفت: «این ملک را به شما هدیه میکنم و با این هدیه هر کاری میخواهید بکنید!» مرحوم آقا فرمودند: «من مِلک میخواهم چهکار که میخواهید به من هدیه بدهید؟!» آن شخص گفت: «میخواهم به شما هدیه بدهم!» ایشان فرمودند:
بسیار خوب، ما این هدیه را قبول کردیم. حالا شما از طرف ما آن را بفروشید و منازل افراد مستضعفی را که در خیابان دولت آباد سکونت دارند و در گروی بانک است از گروی بانک بیرون بیاورید!
آن شخص گفت: «آقا، ما میخواهیم این را به خود شما هدیه بدهیم!» ایشان فرمودند: «من قبول کردم دیگر! حالا شما برو و این کار را انجام بده!»
این بندهخدا هم رفت تا این کار را انجام بدهد، ولی شنیدم فرزندانش او را جداً تهدید به قتل کردند و او منصرف شد! التفات میکنید؟! این دنیا است و تعلّق به دنیا همین است!
امام صادق علیه السّلام بیجهت این مطالب را نمیفرماید؛ آن حضرت میداند که یک [حقیقتی] هست! اینهمه برای دنیا کار میکنی و زحمت میکشی و تعلّق خود را زیاد میکنی، بعد هم خدا تو را گرفتار چنین قضیّهای میکند و نمیتوانی کاری انجام بدهی و جلوی خیرات و مبرّات و تمامی منافع گرفته میشود و بعد هم این پول به دست این فرزندان میافتد که پدرشان را تهدید میکنند و معلوم است که با آن چه خواهند کرد! به خدا پناه میبریم از اینکه ما را به چنین امتحانات مشکلی مبتلا کند و برای انسان پیش بیاورد.
بندگان نسبت به آنچه موالی آنها دارند بیتفاوت هستند و هیچ تعلّقی ندارند. اگر مولا به بنده بگوید این کار یا آن کار را انجام بده، انجام میدهد و حتّی ناراحت هم نمیشود! چرا ناراحت بشود؟! اگر مولا بگوید تمام اموال را به دریا بریز، او هم میریزد و میگوید: «مال من نیست که بریزم یا نریزم و به من ربطی ندارد!»
