
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
257و از نظر جدّیت و فضل و مبرّز بودن، در نجف مشارٌ بالبنان بودند؛ بهطوریکه وقتی در خیابان حرکت میکردند، همه میگفتند: «فلانی آمد!» این یک مسئلۀ بدیهی است!
امّا چرا این مطالب را به ایشان میگفتند؟! چون ایشان به آنچه خود میفهمید و دریافته بود عمل میکرد، نه آنچه دیگران به او میگفتند و از او میخواستند! حالا دیگران هرچه میخواهند بگویند، بگویند!
او راه خود را رفت و به اینطرف و آنطرف نگاه نکرد و نگفت: «حضرت آقای فلان چه میگویند تا به آن عمل کنم!» یا «فلان آقا چه میگویند تا طبق مبنای او عمل کنم!» بلکه به آن چیزی عمل کرد که از روایات و اصول مسلّمه و تلمّذ و شاگردی در خدمت بزرگان بهدست آورده بود؛ بزرگانی نظیر علاّمه طباطبائی ـ رضوان اللَه علیه ـ که به حقیقت و مخّ دین رسیده بودند!
در اینجا خوب است این مسئله را تذکّر دهم که در اواخر عمر مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ چون ما متوجّه مسائلی نظیر موقعیّت و کیفیّت ارتباط ایشان شده بودیم ـ که البتّه إنشاءاللَه این مسائل را بهطور مشروح به قلم آورده و میآورم ـ1 از ایشان سؤال کردم: «شما با چه ملاک و به دستور چه کسی به مرحوم آقای شیخ عبّاس قوچانی مراجعه کردید؟» ایشان فرمودند:
من از اوّل شاگرد علاّمه طباطبائی بودم و تا آخر هم شاگرد ایشان بودم و به
- اسرار ملکوت، ج ٣، ص ١٩٠:
«این حقیر در اواخر حیات مرحوم والد شبی از ایشان پرسیدم: ”حالات و خصوصیّات مرحوم قوچانی را ما تا حدودی متوجّه شدهایم و میدانیم که ایشان فرد صادق و بیهوایی بود، آیا همینمقدار کفایت میکند که شما به ایشان مراجعه کردهاید و خود را تحت تربیت و ارشاد ایشان قرار دادهاید؟!“ مرحوم والد تأمّلی کردند و فرمودند:
”ما به دستور علاّمه طباطبائی به ایشان مراجعه کردیم و در حقیقت با اتّصال به علاّمه طباطبائی و تحت ارشاد ایشان ما به مرحوم قوچانی مراجعه نمودیم، و تا زمانی که در نجف بودیم تحت نظر و هدایت و ارشاد علاّمه طباطبائی بودهایم تا اینکه به مرحوم حدّاد متّصل شدیم.“»
- اسرار ملکوت، ج ٣، ص ١٩٠:
