
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
256باید تعلّق خود را نسبت به اموال تصحیح کند؛ البتّه منظور این نیست که تعلّق خود را قطع کند، بلکه باید آن را تصحیح کند، و بهطور کلّی سلوک غیر از تصحیح حال و بهدنبال آن تصحیح فکر و تفکّر نیست!
فرق بین عارف و جاهل در صحّت فکر و در تصحیح حال و فکر او است. از نقطهنظر کیفیّت فکر و مبانی فکری، برداشت شخص جاهل و عوام نسبت به اشیاء و عالَم وجود و هستی با برداشت عارف تفاوت دارد؛ و إلاّ از نقطهنظر ظاهری تفاوتی بین آنها نیست.
لزوم فراگیری دین از اهل آن
چون حال عارف متبدّل میشود و کیفیّت تعلّق او به عالم دنیا و کثرات، به تعلّق توحیدی تبدّل پیدا میکند، طبعاً این تبدّل در فکر او نیز اثر خواهد گذاشت، و از اینجا فرق بین عارف و عالِم مطرح میشود؛ چون عالم نیز ممکن است این مطالب را بداند، ولی این مطالب منبعث و زاییدۀ حال او نیست؛ بلکه از کتاب و نوشتهای فهمیده و دریافته یا شخصی مطلبی را به او گفته، ولی هنوز به حقیقت آن نرسیده و واقعیّت را ادراک نکرده است؛ تا جایی که اگر انسان آن واقعیّت را ادراک کند و حقیقت را بیابد و مسائل در درون و وجدان او محسوس باشد [کیفیّت حالات و بالطّبع تفکّرات او متبدّل میشود].
قبل از اینکه در این مجلس به حضور رفقا برسیم، در مجلس عقدی بودیم. در آنجا چند کلمه راجع به برنامههای زندگی برای آن زوج مکرّم صحبت کردیم. یکی از مسائلی که در آنجا مطرح کردم و دیدم با این قضیّه هم مناسبت دارد ـ که البتّه الآن مقداری سربستهتر عرض میکنم ـ این بود که دین را از اهل آن بگیرید؛ از کسی که آن را با وجدان خود یافته است و دین در جان و سرشت و نفس او حک شده و با دین وحدت پیدا کرده است، نه هر کسی که ادّعای فهمی دارد و چند کتاب خوانده است.
علّت مخالفتها با مرحوم علاّمه طهرانی
زمانی که مرحوم پدر ما در نجف بودند، خیلی به ایشان اعتراض میکردند و کنایه میزدند و [تهمتهایی] ناگوار نظیر خروج از دین و شریعت پیغمبر، صوفی و درویش، به راهِ خود رفتن و همراه نبودن با جامعۀ مسلمین و امثالذلک را به ایشان میزدند. پدر ما که شخصی بیسواد نبود و حتّی مخالفین ایشان به فضل او معترف بودند
