اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

241
  • اقامت داشتند، همین استاد به ایشان گفته بودند: «حوالۀ شما را به طهران داده‌اند.»1

  •  خود ایشان به من فرمودند:

  • روزی با مرحوم آقای حدّاد ـ رضوان اللَه علیه ـ به حرم امیرالمؤمنین مشرّف شدیم.2 همین‌که از حرم بیرون آمدیم، آقای حدّاد در ایوان طلا ایستادند، رو کردند به من و گفتند: «امیرالمؤمنین حوالۀ شما را از این به بعد به طهران دادند.» وقتی که آقای حدّاد این‌طور فرمودند، من اصلاً شوکه شدم که یعنی چه؟!

  •  ایشان می‌فرمودند:

  • من اگر یک وقت خوابِ آمدن به ایران را می‌دیدم تا یک هفته پریشان بودم!

  • یعنی ایشان این‌چنین از طهران دل کنده بودند و قطع عُلقه کرده بودند و از برگشتن به ایران قطع امید کرده بودند؛ زیرا مسائلی اتّفاق افتاده بوده و ایشان به قضایای خیلی عجیبی مبتلا شده بودند تا جایی که اصلاً دندان برگشتن به ایران را کنده بودند! لذا می‌فرمودند: «اصلاً من شوکه شده بودم!» ولی در عین‌حال می‌فرمودند: «وقتی دیدم امر استاد است، دیگر لحظه‌ای درنگ نکردم.»

  •  وقتی‌که مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ برای اقامت به مشهد مشرّف شده بودند، روزی از ایشان سؤال کردم: «مدّتی که شما در طهران اقامت داشتید به چه نحو بود و چگونه به این مسئله فکر می‌کردید؟»

  •  ایشان فرمودند:

  • آقا سیّد محسن، از وقتی‌که من از نجف آمدم، همیشه در ذهنم بود که یا به نجف برگردم و یا به خدمت حضرت علی بن موسی الرّضا مشرّف شوم. (عبارت ایشان این بود: به خدمت یکی از این دو علی) و خداوند دوّمی را قسمت ما کرد. تو بدان در مدّت بیست و چهار سالی3 که من در طهران بودم،

    1. همان، ص ٣٦.
    2. إن‌شاءاللَه خدا قسمت همه کند که به زیارت امیرالمؤمنین و سایر عتبات عالیات مشرّف شوند!
    3. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٨٧:
      «این حقیر در مدّت طولانی که پس از مراجعت از نجف اشرف تا زمان هجرت به أرض أقدس رضوی علیه السّلام که بیست و چهار سال طول کشید... .»