اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

213
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] دارم. اگر بندۀ من مرا عاجز می‌داند، من هم اصلاً به او اعتنا نمی‌کنم. اگر بندۀ من، مرا همه چیز می‌داند، مُفیض می‌داند، صاحب رحمت و مغفرت می‌داند، من هم همین‌طوری با او سلوک می‌کنم. حالا که خدا این‌طوری است چرا ما کم بگذاریم؟! می‌گوییم: «خدایا، آن چهارمی‌اش را به ما بده!» او هم که می‌دهد إن‌شاءاللَه.
      مرحوم آقا می‌فرمودند:
      مگر این چیزهایی که بزرگان به‌دست آورده‌اند از خانۀ خالۀشان به‌دست آورده‌اند؟! خدا داده است دیگر!
      پس حالا که او می‌دهد، چرا ما کم بگذاریم؟! اگر تمام دنیا از اوّل تا آخر بشوند عارف، صاحب‌خانه از عطا و لطفش کم نمی‌آورد!
      برای شما یک مثال می‌زنم: اگر همۀ دنیا بشوند مثل پیغمبر، آیا از خدا کم می‌شود؟! حالا اگر همۀ دنیا بشوند کافر، باز از خدا چیزی کم نمی‌شود. به‌اندازۀ یک سر سوزن از آن خزانۀ خرج خدا کم نمی‌شود؛ چون این را دیگر ما طلبه‌ها می‌دانیم که حقیقةالوجود اختصاص به ذات او دارد، اگر خرج بکند در این کیسه‌اش ریخته است؛ و اگر خرج نکند از این کیسه‌اش در نیاورده است. هر دو یکی است. اگر شما پول را از این کیسۀ‌تان دربیاورید و در آن کیسه و جیبتان بریزید، آیا چیزی به شما اضافه شده است؟! ابداً! پس حالا که این‌طور است، ما آن مرتبۀ بالا را می‌خواهیم!
      خدا مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ را رحمت کند. ایشان عبارتی داشتند که من این عبارت را در سایر کلمات بزرگان ندیدم. من یک روز به مرحوم آقا عرض کردم: شما در این مطالبی که نسبت به شاگردان و دوستان دارید، آخر بعضی‌ها صدایشان درمی‌آید، البتّه به این بیان نگفتم ولی با این عبارت که حالا یک قدری تخفیف بدهید، یک قدری ملایم‌تر، مثلاً راه یک ساعته را شش ساعته یا ده ساعته بروند. ایشان مریض هم بودند و خوابیده بودند و می‌خواستند استراحت کنند. بلند شدند نشستند و فرمودند:
      آقا سیّد محمّدمحسن، من به کمتر از سلمان فارسی برای رفقایم رضا نمی‌دهم!
      ببینید! حالا سلمان فارسی چه کسی بود؟ اوّل صحابی پیغمبر بعد از امیرالمؤمنین سلمان فارسی بود. حالا این مرد خودش کجا است که می‌گوید: من به کمتر از سلمان فارسی برای رفقایم رضا نمی‌دهم؟! ما هم دیگر چیزی نگفتیم؛ چون دیدیم فایده ندارد، این آقا این‌طوری است و نمی‌شود تغییرش داد. او مظهر رحمت حقّ است، مظهر لطف حقّ است، مظهر عطاء حقّ است! یک‌هم‌چنین شخصی چه برداشتی دارد؟ چه مسائلی در نیّتش می‌گذرد؟ منظور این است که وقتی قرار بر این باشد، ما باید بالاتر را از خدا بخواهیم.
      ١) رجوع شود به الکافی، ج ٥، ص ٥٤٢.
      ٢) سوره اعراف (٧) آیه ٢٠١. معاد شناسی، ج ٧، ص ١٦٢:
      «مردمان با تقوا کسانی هستند که به مقام و درجه‌ای نائل آمده‌اند که هر وقت شیطان اراده کند در اطراف دل آنها گردشی بنماید و طوافی کند و به قول عامّه چرخی بزند و سپس در دل آنها فرود آید و بنشیند و خاطره‌ای ایجاد نماید؛ آنان به حربۀ ذکر و یاد حضرت حقّ ـ جلّ و عزّ ـ متذکّر می‌شوند و با یاد خدا و ذکر حقّ شیطان را دفع می‌کنند.»
      ٣) البتّه این مسئله مربوط به مجالس بعد است نسبت به کیفیّت تأثیر ذکر که اصلاً چرا ما ذکر را به‌عنوان یک عمل واقعی و حقیقی به‌حساب می‌آوریم؟ در آنجا کیفیّت تأثیر ذکر در نفس را عرض خواهیم کرد.*
      *. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون اهمّیت مسئلۀ ذکر و کیفیّت تأثیر آن، رجوع شود به عنوان بصری، ج ٢.
      ٤) مثلاً شما هرچه نیّت غذا بکنید، سیر نمی‌شوید؛ بلکه باید غذا میل کنید.
      ٥) الکافی، ج ٢، ص ٧٢.