
افزودن به لیست علاقه مندی
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
0
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
نتیجه
عنوان بصری ج5
211...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] امّا یک مرتبهای بالاتر از این مرتبه هم هست. همچنین یک مرتبۀ دیگری هم هست که اصلاً آن را نمیگوییم و فقط بالإجمال میگویم، ولیکن باید توفیق رسیدن به آن مراحل را از خداوند بخواهیم. به آن مرحلهای که بالاتر از این است میگویند: روزۀ خاصّالخاص! آن روزهای است که حتّی خطور لغوی هم برای انسان پیدا نشود، نهاینکه برای انسان پیدا بشود و بعد آن را دفع کند.
حضرت عیسی ـ علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام ـ داشتند با حواریّون از کنار خرابهای میگذشتند. دودی در آن خرابه بود که استنشاق را مختل کرده بود و آنها سرفه کردند. حضرت عیسی به آنها فرمود:
«ای حواریّون، حضرت موسی در شریعتش دستور داد از زنا پرهیز کنید؛ امّا من به شما میگویم که خیالش را هم به سر نیاورید، چون خیال این عملِ زشت مانند نیران و آتشی است که در کناری برافروخته بشود، گرچه سوزندگی او موجب نمیشود که انسان آتش بگیرد، ولی دودی که از آن متصاعد است انسان را متأثّر میکند!»١
یک سالک آن لطافتی را که بهواسطۀ عبادت بهدست آورده است با یک خیال گناه از دست خواهد داد! اگر میخواهد آن نورانیّتی را که در خود میبیند حفظ کند، باید خطور هم نداشته باشد!
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ إِذَا مَسَّهُمۡ طَٰٓئِفٞ مِّنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبۡصِرُونَ﴾.٢
یعنی وقتی که شیطان میخواهد بیاید، این طائف مدام میآید و دور میزند تا از یک راه وارد بشود، ولی اینها متذکّر میشوند!
میگویند جدارۀ بعضی از مقاطع پوستی اوول که مؤنّث هست، از بعضی هستههای دیگر نازکتر است. وقتی که اسپرمها میخواهند وارد اوول بشوند، مدام به دور این تخمک میگردند و خودشان را به این پوسته میزنند و دائماً نوک میزنند تا اینکه یکی از اینها موفّق میشود به همان مقطع نازکتر از بقیّه برسد و آن راه و آن خصوصیّت و آن منفذ برای ورود در اوول را در یک جا پیدا کند و از آنجا داخل بشود. بهمحض اینکه داخل شد، فعل و انفعالات دیگر انجام میشود و در آنجا ترکیب میشوند و مسائل دیگر پیش میآید و انعقاد نطفه میشود.
عجیب است! واقعاً خداوند متعال چه شعوری داده است، آنوقت ما همینطوری [بیتفاوت هستیم]!
این شیطان هم وقتی که میآید، مثل این اسپرمهایی که دور آن اوول میگردند، همینطور دور انسان دور میزند تا ببیند از کجا باید بیاید وارد این نفس بشود. وقتی یک جایی را پیدا بکند، میآید و زهرش را در آنجا میریزد و وارد میشود؛ لذا بهمحض اینکه یک فکر خلاف میخواهد در ذهن بیاید، انسان فوراً باید آن فکر را دفع کند؛ چون اگر آن فکر بخواهد بیاید و بماند، دخل انسان آمده است، چه برسد به اینکه بیاید و مستقر بشود و این نطفه منعقد بشود، آنوقت اگر انسان بخواهد آن را دفع کند، مگر از بین میرود!
مرحوم آقای حدّاد میفرمودند: [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] امّا یک مرتبهای بالاتر از این مرتبه هم هست. همچنین یک مرتبۀ دیگری هم هست که اصلاً آن را نمیگوییم و فقط بالإجمال میگویم، ولیکن باید توفیق رسیدن به آن مراحل را از خداوند بخواهیم. به آن مرحلهای که بالاتر از این است میگویند: روزۀ خاصّالخاص! آن روزهای است که حتّی خطور لغوی هم برای انسان پیدا نشود، نهاینکه برای انسان پیدا بشود و بعد آن را دفع کند.
