
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
197توحید را کاشتهام؛ لذا حالا میگویم که بهدنبالش بروید!» ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾؛ «شاید او متذکّر شود و بترسد و دست بردارد!»
این کلام، کلام الهی است و پیغمبران الهی بر این اساس میآیند. ائمّه علیهم السّلام نیز بر همین اساس تبلیغ میکردند. اساس تبلیغ آنها بر محوریّت توحید است؛ نه بر جنبۀ کثرات! یعنی نمیگویند: «چون علم من بیشتر است، باید شما از من اطاعت کنید! چون کمال من بیشتر است، باید از من اطاعت کنید»؛ بلکه میگویند: «چون کمال خدا بیشتر است، باید از او اطاعت کرد! چون علم خدا بیشتر است، باید از او اطاعت کرد!»
لذا امام علیه السّلام میگوید: «شما بهطرف من بیایید و سخنان مرا بشنوید؛ اگر آنچه را در او مییابید در من هم یافتید به حرف من گوش بدهید، و إلاّ آن را نپذیرید!» همانطورکه هیچوقت پیغمبر کسی را ملزم به اطاعت از خود نکرد، بلکه فرمود: «بیایید و آیاتی را که بر من نازل شده است بشنوید!» پیغمبر نمیگوید: «بیایید و حرف مرا بشنوید»، بلکه دائماً إحالۀ به او میدهد و مردم را متوجّه او میکند. این رمز موفّقیت رسول خدا است؛ چون او موحّد است. او میگوید: «ای مردم، بیایید و حرفهایی را که او زده بشنوید. من و شما در قبال این حرفها، واحد و مشترک و یکی هستیم؛ اگر شما گوش ندهید مؤاخَذ هستید و اگر من هم به این مطالب گوش ندهم مؤاخذ هستم!»
مرآتیّت رسول خدا برای پروردگار در امر تبلیغ
مردم هیچ دلیلی بر مخالفت با پیغمبر نداشتند. ابوجهل و ابوسفیان میدانستند که رسول خدا راست و درست میگوید، ولی در عینحال عناد میکردند و خلاف میکردند! بنابراین اساس دعوت او براساس توحید بوده است. اینکه ما از رسول خدا حرف میشنویم، بر اساس منطق استوار است؛ چون رسول خدا دیگر از خود نمیگوید، بلکه از او میگوید و در این جنبۀ ابلاغ از خود دخالت نمیدهد و قاطی نمیکند! یعنی در مطالبی که از طرف خدا ابلاغ میکند، فقط و فقط مانند آینه است! همراه با ابلاغ، مسائل خود را مطرح نمیکند و ابداً از این مطالب در جهت منافع شخصی خود استفاده نمیکند و فرمولها و انتسابها را به نفع مسائل داخلی و شخصی خویش بهکار نمیگیرد!
برای رسول خدا اجرای حکم بین افراد عائله و داخل منزل آن حضرت با
