
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
191کلّی یعنی فهم دین ـ اشرف و افضل علوم است؛ زیرا علم توحید و معرفةاللَه بهواسطۀ فضیلت موضوع و غایت و هدفش، بر سایر علوم فضیلت دارد! در این حرفی نیست، ولی صحبت در این است که بالأخره این زحمتی که برای بهدست آوردن علوم کشیده شده با زحمتی که دیگران کشیدهاند تقریباً یکی است و فرقی نمیکند؛ حالا چرا من بیایم و با آن وضعیّت و کیفیّت بخواهم بر دیگران فخر بفروشم و توقّع این را داشته باشم که دیگران مُطیع و من مُطاع باشم، دیگران مأمور و من آمر باشم؟!
این طرز تفکّر از کجا پدید آمده است؟! آیا خدا و رسول خدا گفتهاند: هر کسی که درس دین میخواند و معمّم است باید بر دیگران حکومت و امر و نهی کند و اگر کسی تخلّف کند مستحقّ [عقاب] است؟! نه آقا، مسئله اینطور نیست! در هرجا موازینی هست که باید رعایت شود، و در اینجا میزان این است که غیر متخصّص باید به متخصّص مراجعه کند؛ همین! یعنی همانطور که بندۀ نوعی بهواسطۀ اینکه اطّلاع و سررشتهای از حالات بدن و خصوصیّات صحّت و مرض ندارم، وقتی به طبیب متخصّص مراجعه میکنم، عقلاً، عرفاً، منطقاً و شرعاً موظّف هستم از دستور او متابعت کنم، و إلاّ اگر متابعت نکنم و مشکلی پیش آید روز قیامت مسئولم و خدا مرا عقاب میکند! همینطور نسبت به مسائل دینی و شرعی هم باید مقلِّد از مقلَّد تبعیّت کند و هیچ فرقی بین این دو قضیّه نیست؛ زیرا در هر مسئلهای از مسائل دنیوی و اخروی باید غیر متخصّص از متخصّص متابعت کند!
روی اینجهت، باید مطلب را توحیدانه و موحّدانه با مردم در میان گذاشت! این سرّ پیشرفت و کاری بود که رسول خدا و ائمّه علیهم السّلام در زمان حیات خودشان انجام میدادند.
رفتار توحیدی حضرت موسی در هدایت فرعون
[خلاصه به فرعون بگویید]: لباسهایمان را درمیآوریم؛ شما لباس سلطنت را درمیآوری، ما هم این عصایی را که اژدها میشود کنار میگذاریم تا شما نترسی! بعد مینشینیم و با یکدیگر صحبت میکنیم که مثلاً شما چند کیلویی و ما چند کیلو هستیم؟ شاید ما از شما سنگینتر باشیم؛ تو فرعون هستی، بسیار خوب، امّا شاید
