
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
188یک مملکت را بگرداند! شخصی را که فهم نداشته باشد و دیوانه باشد بر تخت و سریر مملکت نمیگذارند؛ چون میخواهد مملکت را بگرداند! اگر او وجدان نداشت، رسول خدا برای او نامه نمینوشت! او با یک بت تفاوت دارد! چرا رسول خدا برای بتهایی که در کعبه آویزان بودند نامه ننوشتند؟! چرا به لات و هُبل و عُزّی نامه ننوشتند؟! چون آنها بُت بودند و از سنگ و چوب بودند و وجدان و فهم نداشتند؛ امّا این افراد فهم داشتند، ولی تعلّق به دنیا و انانیّت و فرو رفتن در نفس و خودبینی نگذاشت که خسروپرویز به محتوای کلام رسولِ إله توجّه کند و او را در آن محدودیت گیر انداخت. وقتی که گیر افتاد، سعادت ابدی را از خود سلب نمود و نامۀ آن حضرت را پاره کرد! پیغمبر هم فرمودند: «حالا که نامۀ مرا پاره کرد امشب چاقو به شکمش میزنند و تکّهتکّهاش میکنند.»
[قضیّه از این قرار است که] خسرو پرویز به پادشاه یمن دستور داده بود که دو نفر به مدینه بروند و آن شخصی را که در نامهاش ادّعای نبوت کرده جلب کنند و نزد او بفرستند! آن دو نفر آمدند و حضرت به آنها گفتند: «بروید و فردا بیایید!» فردای آن روز وقتی که به حضور رسول خدا رسیدند حضرت به آنها گفتند: «دیشب پسر خسروپرویز پدرش را در خواب تکّهتکّه کرد!» آنها مدّتی صبر کردند تا اینکه خبر آمد که در فلان تاریخ شیرویه پدرش را از بین برده است.1 این خسارت او در دنیا است، و در آخرت هم خسران نصیبش شده است! اینها بدان جهت است که او روی عقل و فطرت و وجدان خود پرده انداخته بود.
روی اینجهت، تمام افرادی که در دنیا هستند ـ چه حاکم و چه غیر حاکم ـ همه دارای عقل هستند! حکّامی که امروزه در دنیا هستند، از هر کشوری که باشند (فارس، اروپا، افریقا، امریکا، رُم، استرالیا، عربستان، مراکش، مصر و...) و همچنین تودۀ مردم، انساناند و فهم و فکر و وجدان دارند! پس باید به آنها بلاغ کرد و مطلب
- رجوع شود به تاریخ الطبری، ج ٢، ص ٦٥٥ ـ ٦٥٧.
