
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
182الهامات الهی هستند تا اینکه از دنیا بروند!
ولی خدا به اینها میفرماید: «این فرعونِ من، هنوز انسان است و هنوز قابلیّت برای هدایت شدن دارد!» التفات میکنید میخواهم چه عرض کنم؟!
پس صحیح نیست که ما یکسره هرچه را که در دنیا هست بکوبیم و رد کنیم و همه را کنار بگذاریم؛ چون همۀ افراد انساناند و فکر و وجدان دارند! حتّی احساس خیر و شر در وجود آدم بدکار هم نمرده است، بلکه این خود او است که پرده و حجابی روی حقایق و فطریات خود میاندازد و آن را میپوشاند؛ امّا در عینحال انسان است!
دعوت رسول خدا برای تمام انسانها
لذا روش و دأب رسولاللَه اینچنین نبود، بلکه به همان مقدار که برای امیرالمؤمنین علیه السّلام، زید بن حارثه، اباذر و سلمان مایه میگذاشت و رسالتش را ابلاغ میکرد، به همان اندازه برای ابوسفیان، ابوجهل، عُتبه، شیبه، ولید و امثال اینها هم بلاغ و ابلاغ داشت و برای او فرقی نداشت! آنها هم در وجود خود صدق و حقّانیّت رسولاللَه را ادراک میکردند، ولی عناداً و از روی غرض راه دیگری را در پیش میگرفتند! ولی میفهمیدند که رسول خدا صادق است؛ و إلاّ اگر نمیفهمیدند، تکلیف نداشتند! اگر نمیفهمیدند مانند این ستون بودند و خدا آنها را عقاب نمیکرد و تکلیفی از آنها نمیخواست!
چون اینها هم بشر و انساناند، ولی انسانی که آلوده و دستخوش کثرات است؛ یعنی در محدودۀ تعلّق به کثرات، تمایل به عالم وحدت و توحید در او کم و کمسو شده و پوششی بر روی آن افتاده است! چرا؟ چون تمایل به کثرت و تعلّقات شدید شده است! لذا دعوت رسولِ إله دعوت عام است؛ یعنی هم شامل تودۀ مردم و هم شامل سلاطین میشود!
مگر پیغمبر برای سلطان رُم و حاکم مصر و خسروپرویز، سلطان ایران نامه ننوشتند؟!1 منتها افراد مختلفاند؛ یکی مانند نجاشی مطلب را میگیرد و میپذیرد و
- رجوع شود به الإستیعاب، ج ١، ص ٢٩٧ و ٣١٤ و ج ٣، ص ٨٨٩.
