
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
178بیرون آمده است. اگر روزی امر کند آنچه را به تو دادیم به دیگری واگذار، یا به این نحوه تصرّف کن، نباید برای انسان خلجان و تردید و شبههای پیدا شود؛ چون در واقع مالک اصلی دستور داده است.
چطور اینکه اگر شخصی از طرف فرد دیگری وکیل است نمیتواند بدون اجازۀ موکّل دخل و تصرّف کند. شخص وکیل باید در محدودۀ اذن و اجازه و اختیاراتی که به او تفویض شده است تصرّف کند نه بیشتر، و نباید از خودش اظهار نظر کند. لذا الآن در مَحاضر اگر بخواهند به شخصی وکالت بدهند، محدودۀ وکالت او را هم ذکر میکنند که وکیل در چه مواردی میتواند تصرّف کند و در چه مواردی نمیتواند.
منبابمثال محدودۀ تصرّفات او را در معاملۀ با اموال، خرید و فروش زمین یا ساختمان و... معیّن میکنند؛ امّا نمیشود که وکیل بگوید: حالا که ما وکالت داریم، زنِ موکّل خود را هم طلاق میدهیم؛ زیرا خارج از حدود وکالت بوده و بهقول اهلعلم، تصرّف در معقولات است و بیرون گذاشتن پا از حدود است. لذا موکّل میگوید: «من فقط گفتم این زمین را بخر، نگفتم که زن مرا از من بگیری!» اینکه دیگر معنا ندارد!
ما هم این کارها را انجام میدهیم؛ یعنی مِنحیث لا نَشعُر در کار خدا تصرّف کرده و آن را کم و زیاد میکنیم. خدا میگوید: من یک محدودهای برای تو قرار دادهام؛ لذا در این محدوده این عمل را بهجا بیاور! امّا تو داری چهکار میکنی؟! تو داری خارج از آنچه که به تو تفویض کردهام عمل میکنی و پا را از حریم تملّک و حدود اختیارات من بیرون میگذاری!
اعتقاد غلط هارونالرّشید نسبت به مُلک و حاکمیّت خود
قلمرو حکومت هارونالرّشید خلیفۀ عبّاسی خیلی وسعت داشت و فقط یک وَجَب نبود! از اندلس و اسپانیا تا نزدیکیهای رُم و نیمِ بیشترِ آفریقا و خاورمیانه از یک طرف، و از طرف دیگر تا جنوب شرقی آسیا محدودۀ حکومت هارون و در تصرّف او بود. ایران هم که جزء حکومت او بود نسبت به سایر تصرّفاتش در حکم یک تکّه فرش در یک سالن بزرگ بود. قلمرو حکومتش خیلی بزرگتر از حکومت ما بود.
صبح که از خواب برمیخاست به خورشید نگاه میکرد و میگفت: «ای خورشید،
