اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

172
  • مسئله این‌طور است؛ ولی حالا که ایشان گفتند، ما به‌خاطر بزرگواری قبول می‌کنیم و می‌بخشیم!» آنها هم نگاهی می‌کردند و صحبت نمی‌کردند. امّا این‌طور نمی‌شود! راه صحیح این است که وقتی می‌خواهی وارد شوی اصلاً اختیاری نداشته باشی!

  •  ـ: آقا، نظر شما نسبت به این قضیّه چیست؟

  •  ـ: بنده نظری ندارم!

  •  ـ: مگر شما نسبت به این مسئله نمی‌خواهید بروید و با آن شخص اقامۀ دعوا کنید؟! بالأخره خودتان را بر حق می‌دانید یا نه؟!

  •  ـ: نه‌خیر، من نه خودم را بر حق می‌دانم و نه بر ناحق! هرچه او بگوید، همان حق است!

  •  یعنی انسان باید بدون نظر وارد بشود؛ نه‌اینکه نظری داشته باشد و بعد بخواهد آن نظر را جایگزین کند! البتّه این‌هم خوب است، و این‌هم یک مرتبه است و درست است که انسان یک نظر داشته باشد و بعد بگوید: «اگر نظر آن شخص بزرگ و آن ولیّ خدا غلبه می‌کند، ما آن را می‌پذیریم! بالأخره با اینکه مقداری برای ما سخت و مشکل است، به‌خاطر سیادت و اولاد پیغمبر بودن ایشان می‌پذیریم!» امّا بهتر و پسندیده‌تر این است که اصلاً نظری وجود نداشته باشد!

  •  اصحاب سیّدالشّهدا در قبال آن حضرت اصلاً خواستی نداشتند!1

  •  ـ: ای بُریر، ای زهیر، نظر و خواست شما چیست؟

    1. همان، ص ٩٢:
      «قالوا:... لا و اللَهِ ما نَفعَلُ ذلکَ و لکن تفدیک [نَفدیکَ] أنفُسَنا و أموالَنا و أهلونا [أهلینا] و نُقاتِلُ مَعکَ حتّی نَرِدَ مَورِدَکَ فَقَبَّحَ اللَهُ العَیشَ بَعدَکَ.»
      انوار الملکوت، ج ١، ص ١٠٩، تعلیقه:
      «آنها گفتند:... نه قسم به خدا هیچ‌گاه این کار را نخواهیم کرد، ولیکن جان خود و مال و اهل و عیال خود را فدای تو می‌کنیم و دوشادوش تو با آنها به جنگ برمی‌خیزیم تا خدای متعال ما را به همان‌جا که تو را می‌برد برساند، سیاه باد روزگاری که بدون تو سپری نماییم!»