
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
158و به داد نجاست دلت برس که به هفت دریا شسته نخواهد شد!
ثالثاً: شکر خدا را که مرا سگ آفرید تا مبتلای به این امراض نباشم و کسی به من اعتنا نکند و همچو بایزید به یک عدّه مرید مبتلا نشوم که بهدنبال من بیفتند و مرا از آن حقیقت و باطن و چشم باطن کور گردانند! من سگی هستم که در اینجا افتادهام و کسی به من اعتنا نمیکند!»1
چه کسی دارد این حرف را میزند؟ این حرفها را آن سگ نمیگوید، بلکه کس دیگری دارد میگوید!
چرا انسان باید اینطور باشد؟! هرچه بر انسان میگذرد باید جنبۀ عبودیّت در او بیشتر شود، درحالیکه بعضی را میبینیم که میگویند: «ما پانزده یا بیست سال در نزد آقا بودیم، حالا این جوجه به ما درس میدهد!» جوجه یعنی چه؟! پانزده سال چیست؟!
مگر سیر و سلوک به زمان و مکان و وزن و کِشی و مَنی و کیلو و سنّ بیشتر است؟! این حرفها چیست؟! گاهیاوقات انسان مسائل و مطالبی را از افراد مبتدی میبیند و میشنود که آنهایی که دهها سال راه رفتهاند هنوز در آن قضایا گیر هستند!
دلیل عقلی و نقلی اولویّت پروردگار نسبت به ما
بنابراین مال بهواسطۀ ملکیّت برای انسان اختیار میآورد و هر کجا که ملک حقیقی باشد، اختیار تصرّف هم وجود دارد.
حالا سؤال ما این است: وجود ما که از وجود حضرت حق ـ جلّ و علا ـ است و نزول آن فیضِ وجود در قوالب و تعیّنات است که از مقام اجمال به مقام بسط و انبساط درآمده است، پس اولای به این تصرّف چه کسی خواهد بود؟! آیا ما هستیم یا
- تذکرة الأولیاء، ص ١٤٨، با قدری اختلاف.
