
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
157و البتّه هست و برای اهلش اینچنین است ـ بلکه شفای از دردهایی است که اگر آن امراض با یک قرص آسپرین برطرف بشود، این با هزار مَن دوا هم از بین نمیرود!
داستان مکاشفۀ بایزید بسطامی
میگویند:
بایزید بسطامی یک روز بارانی از جایی میگذشت. در این حال سگی را دید که در کنار راه خوابیده و از باران خیس شده است. او عبای خود را با حالتی خاص جمع کرد تا با سگ برخورد نکند.1
سگ به زبان مکاشفه درآمد و گفت: «چرا این حال را به خود گرفتی؟! تو عبای خود را جمع کردی تا نجاست من به تو سرایت نکند، بسیار خوب، ولی این حالت تو دیگر چیست؟!
اوّلاً: ای بایزید، بگو ببینم که چه کسی تو را بایزید قرار داده است که اینقدر بهدنبالت بیفتند و مرید و بیا و برو داشته باشی؛ و چه کسی مرا سگ قرار داد که اینجا بیفتم و کسی به من اعتنا نکند؟! غیر از این است که خالق تو و من یکی است؟! آیا در این هم شک داری؟! بنابراین چرا اینگونه عمل میکنی و وقتی میخواهی از کنار من رد شوی به خود حالت میگیری؟!2
ثانیاً: این نجاستی که تو از آن پرهیز میکنی نجاست و قذارت ظاهری است که با یک مشت آب برطرف شده و تبدیل به طهارت میشود؛ اگر عبایت به من خورد یک لیوان آب ـ نه بیشتر ـ میریزی و عبایت طاهر میشود!3 برو
- البتّه گاهی انسان براساس تکلیف عبای خود را جمع میکند تا به سگ نخورد، [که این مسئله اشکالی ندارد]، ولی گاهی با این عمل حالتی هم به خود میگیرد که یعنی آن حیوان، [پست و نجسالعین است و من چنین و چنان هستم]! آنچه نکوهیده است این مسئله است!
- این مسائلی که خدمتتان عرض میکنم مسائل مهمّی است! خود من از بسیاری از افراد شنیدهام که بعد از گذشت سالیانی میگویند: «آقا، ما سالک بیست و پنج سالهایم و حالا این سالک دو ساله دارد به ما درس یاد میدهد!» درحالیکه این همان کار بایزید است؛ منتها برای او این حالت با سگ پیش آمده است و برای این، با یکی دیگر از خلق خدا! یعنی معیار و ملاک در هر دو یکی است، ولی ظهورش فرق میکند و مظاهر آن تفاوت دارد!
- آقایان، نیازی به وسواس ندارد! اینکه کسانی وسواس به خرج میدهند، تماماً خلاف است؛ با یک لیوان آب میتوان وضو گرفت و با یک تُنگ آب میتوان غسل کرد، لذا خیلی آب مصرف نکنید! بنده در اینجا شهادت میدهم که با مرحوم والد ـ رضوان اللَه علیه ـ در عرفات و منا بودیم؛ بنده آب میریختم و ایشان غسل روز عرفه را انجام میدادند و بیشتر از یک آفتابه ـ بهاندازۀ یک پارچ ـ و یا حتّی کمتر آب مصرف نشد!
