اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

149
  • خدا است، میوه خدا است، من خدا هستم و تو خدایی! چه می‌گویی: مال من، مِلک من، میوه و درخت من؟! این حرف‌ها چیست؟!»

  • صاحب باغ با خود گفت: بسیار خوب، حالا که از این راه وارد شده است ما هم از همین راه وارد می‌شویم؛ لذا چوب را برداشت [و به او زد] و گفت: «چوبْ خدا است، زننده خدا است، خورنده هم خدا است!»1

  • لذا آن شخص دید که نه، این‌طور نشد!

  •  بله، کسی که این حرف را می‌زند، دیگر از دیوار و درخت مردم بالا نمی‌رود! حال او حالِ توحید است و از آن در بهترین حال و بهترین موقعیّت استفاده می‌کند و این یک مسئلۀ مهمّی است!

  • تبعیّت از امیال نفسانی، علّت انحراف فکری و طریقی در سلوک

  •  اتّفاقاً یکی از آفت‌های سلوک و انحرافات فکری و طریقی این مسئله است. این نفس می‌آید و مسائل را به این‌نحو توجیه می‌کند؛ در آنجایی که می‌بینیم بعضی از مسائل با منافع ما و با منافع نفس و با حرکت نفس و با اتّجاه نفس و با تمایلات نفس تطبیق می‌کند، این نفس می‌آید و تمهّلات و وسائل و بهانه و ادلّه‌ای برای توجیه خود می‌تراشد و آنها را درست می‌کند. دقیقاً مثل مجسّمه‌سازی که شخص می‌تواند

    1. مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر پنجم، ص ٨٧٠:
      آن یکی می‌رفت بالای درخت***می‌فشاند آن میوه را دزدانه سخت
      صاحب باغ آمد و گفت: ای دنی***از خدا شرمیت کو چه می‌کنی؟!
      گفت: از باغ خدا بندۀ خدا***گر خورد خرما که حق کردش عطا
      عامیانه چه ملامت می‌کنی؟***بخل بر خوان خداوند غنی
      گفت: ای ایبک بیاور آن رسن***تا بگویم من جواب بوالحسن‌
      پس ببستش سخت آن دم بر درخت***می‌زد او بر پشت و ساقش چوبِ سخت
      گفت: آخر از خدا شرمی بدار***می‌کشی این بی‌گنه را زارِ زار
      گفت: از چوب خدا این بنده‌اش***می‌زند بر پشت دیگر بنده خوش
      چوب حق و پشت و پهلو آن او***من غلام و آلتِ فرمان او
      گفت: توبه کردم از جبر ای عیار***اختیار است اختیار است اختیار