
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
143کلامی اعتباری است و اعتبار هیچوقت در خارج، حقیقت را ایجاد نمیکند؛ بلکه حقیقت باید در خارج وجود داشته باشد!
لزوم بنای امر و نهی بر محور حقیقت
بنابراین ـ خوب دقّت کنید که میخواهم چه بگویم ـ اگر قرار باشد که امر و نهیی در این عالم وجود داشته باشد، باید براساس یک حقیقت باشد؛ پس هیچ کسی نمیتواند بدون دلیل به انسان امر و نهی کند که باید این کار را انجام بدهید و آن کار را انجام ندهید!
پس شخصی میتواند به انسان امر و نهی کند که مالک اصلی انسان است؛ یعنی اختیارش نسبت به انسان، اختیاری تعبّدی و اعتباری نیست، بلکه اختیاری اصلی و براساس مالکیت است! اگر طبیب بخواهد نسخهای بدهد، باید نسخهای بدهد که از جنبۀ تعبّد و اعتبار بیرون باشد، و جنبۀ حقیقت و واقعیّت داشته باشد. وقتی طبیب بخواهد به مریض آنتیبیوتیک بدهد، باید بگوید: «اینمقدار مایع را با اینمقدار از آنتیبیوتیکِ در شیشه مخلوط کن و بخور و اگر آب خالی بخوری فایده ندارد!» پس باید کلام او بر یک امر حقیقی و واقعی مترتّب باشد و اگر صرفاً از پیش خودش و بهعنوان اینکه طبیب است هرچه دلش میخواهد بگوید، مریض نباید به حرفش گوش بدهد، و آن هیچ تأثیری ندارد!
مثلاً شخص میگوید: «من دارم از ناراحتی معده میمیرم!» طبیب میگوید: «برو و آب بخور!» میگوید: «چقدر آب بخورم؟! یک سطل آب خوردم!» میگوید: «باز هم بخور!» درحالیکه اصلاً یکی از مسمومیّتها، مسمومیّت آبی است که کلّیه از کار میافتد! لذا مریض میگوید: «چقدر بخورم؟! معده و کلّیۀ من از کار افتاد! هر چیزی یک حسابی دارد!» امّا آن طبیب میگوید: «چون من طبیب هستم باید به حرفم گوش کنی!» میگوییم: «طبیب هستی باش، ولی باید درست نسخه بدهی! بهصرف طبابت که نمیتوانی هر دستوری بدهی!»
اهمّیت تشخیص حقایق از اعتباریات
اینجا است که کلام امام صادق علیه السّلام بنا بر روایت مصباح الشّریعه جایگاه خود را نشان میدهد. حضرت میفرماید:
