
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
140میگفتند: حال که اینطور است، ما نزد امثال ابوبکر و عمر و معاویه میرویم که فقط به یک طرف میغلطند و سفرههای رنگین دارند؛ و إلاّ راه امیرالمؤمنین دارای دو طرف است: گاهی با سختی و گاهی با یُسر است! گاهی با صحّت و گاهی با مرض توأم است!
اینجا است که انسان در بزنگاههایی که در قضایای زندگی برایش پیش میآید نباید این ملاک را از دست بدهد که: قرار گرفتن در یک جریان و موقعیّت حق، دلیل بر پیروزی ظاهری نیست!
کلمات ائمّه علیهم السّلام، بیانگر مقام عبودیّت آنها
فلهذا میبینیم که اینگونه مطالب که «برویم و بزنیم و آنجا را بگیریم و...»، در کلمات ائمّه نبوده است. آنها به مردم میگفتند: برویم وظیفۀ خود را انجام بدهیم، حالا ممکن است که شکست بخوریم و ممکن است که پیروز بشویم! این عبارت از مقام عبودیّت است که عبد از خود چیزی ندارد! یک روز مولا او را برای کاری به این خانه میفرستد، و فردا به منزلی دیگر؛ حالا آیا عبد میتواند به مولا اعتراض کند که چرا مرا به اینطرف و آنطرف میفرستی؟! هر روز مرا به یک جا بفرست! او میگوید: تو عبد من هستی؛ من میگویم: امروز این نامه را به فلانجا ببر و فردا به جای دیگر! یا میگویم: امروز برو و پول را به این بده، فردا برو و پول را به دیگری بده! اینکه تو را به کجا میفرستم به تو ربطی ندارد! مثل شخصی که به امیرالمؤمنین اعتراض کرد که: «یا علی، الآن شما اینقدر مال به فلان شخص میبخشی درحالیکه این شخص محتاج نیست!» حضرت فرمودند: «من میبخشم و تو بخل میکنی؟! من بهتر تشخیص میدهم یا تو؟! از جیب تو که ندادم!»1
بنای عالم تشریع و امر و نهی، براساس واقعیّت و اصالت
این مِلک و این حکومت، میشود مِلک و حکومت واقعی! و وقتی که این مِلک، مِلک واقعی شد، بر این اساس عالم تشریع و اعتبار قرار میگیرد! چرا ما مکلّفیم از اوامر و نواهی پروردگار اطاعت کنیم؟ چون خدا مالک ما است! آیا به آن مطلبی که میخواهم بگویم رسیدید؟!
- رجوع شود به الکافی، ج ٤، ص ٢٢ و ٢٣.
