
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
139به او داشت!1 ما باید بدانیم که واقعاً فداکاریهایی که او کرد عجیب بود، ولی بالأخره مقام و معرفت امیرالمؤمنین مطلب دیگری است، و باید هم همینطور باشد!
خلاصه، حضرت حمزه قبول نکرد و مردم را به بیرون مدینه کشاند که میرویم و میزنیم و... ! امّا خبر ندارد که از یک طرف وحشی (غلام هند) با نیزهای او را به زمین میاندازد، و از طرف دیگر افرادی که در بالای کوه هستند، تا فرار مقداری از مشرکین را میبینند سنگر خود را رها میکنند و خالد بن ولید هم با پانصد نفر از پشت سر میآید و بقیّۀ آنها را که یازده نفر بودند به شهادت میرساند و جنگ را برمیگرداند و موجب شکست اسلام میشود! فقط یک معجزه باعث شد که آنها تصوّر کردند قضیّه تمام شده است و رفتند.2
لازمۀ بر حق بودن، پیروزی دائمی بر دشمن نیست!
در اینجا میبینیم که پیغمبر شکست خوردند؛ یعنی پروردگار میخواهد بگوید: حکومت فقط در دست من است! همین پیغمبر را در یک جا پیروز میکنم و در یک جا شکست میدهم! این امیرالمؤمنین را در جنگ جمل و نهروان پیروز میکنم و در جنگ صفین او را شکست میدهم و قضیّه را به نفع معاویه تمام میکنم.
آیا بهتر از این میتوانید توحید را پیدا کنید؟! دقّت کنید که چه چیزی عرض میکنم! یعنی اگر قرار بر این بود که به صِرف وارد شدن افراد در یک جریان حق، خداوند تمامی خواستهای آنها را تأمین کرده و آنان را به مقصد برساند، در اینصورت همۀ مردم وارد این جریان میشدند و کسی در حقّانیّت امیرالمؤمنین شک نمیکرد! چه کسی بود که شک کند؟! آنچه باعث شد که مردم بهدنبال امیرالمؤمنین نروند این بود که میدیدند ورود در این جریان، گاهی توأم با پیروزی و گاهی همراه با شکست است و همیشه اینطور نبوده که قضیّه فقط به یک طرف بغلطد!
امیرالمؤمنین این است و راهش هم این است! روی این جهت بود که آنان
- الإستیعاب، ج ١، ص ٣٧٢؛ ذخائر العقبی، ص ١٧٦.
- رجوع شود به المغازی، ج ١، ص ٢٩٣ ـ ٢٩٩.
