
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
136حالا متوجّه شدید که چه میخواهم بگویم؟! امام، این است! امام به فکر این نیست که یزید را خراب کند! امام به فکر این است که کعبه را از لوث اتّهام پاک کند! امام به فکر این نیست که بنیامیه را رسوا کند! امام به فکر این است که این جایگاه الهی را در منظر مردم و افکار آنها تقدیس کند و آبروی آن را نبرد! یعنی مبادا حرمی که پروردگار متعال آن را برای مردم امن تعریف کرده است، بهدست امام از امنیّت بیفتد!
حالا فهمیدید که چرا ما فقط از چهاردهمعصوم دم میزنیم؟ اصرار ما بر اینکه فقط باید از اینها تبعیت کرد بدینجهت است که چهاردهمعصوم نفس ندارند و اصلاً این معادلات و مسائل من و شما در ذهنشان نیست! ائمّه اصلاً در این وادی نیستند! ما به چه چیزی فکر میکنیم و آنها به چه چیزی فکر میکنند!
حالا این امام حسین علیه السّلام میفرماید: ما را دعوت کردهاند و براساس تکلیف بهسمت کوفه حرکت میکنیم،1 درحالیکه همین کوفیان به سراغ او میآیند که باید برگردید! حضرت فرمودند: «خود شما به من نامه دادهاید!»2
خیلی عجیب است! یعنی انسان میتواند جریان کربلا را در زندگی خود پیاده کند، بهنحویکه در یکیک قضایایی که برای او اتّفاق میافتد، در ارتباطش با افراد، در نحوۀ زندگیاش، و در نحوۀ معاشرتهای خود، کلام و قدم آن حضرت را یک به یک مدّنظر قرار دهد و از او پیروی کند؛ حضرت میگوید: «من [راه را به شما] نشان دادهام! لازم نیست که شما اینقدر بگویید: ﴿يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ مَعَهُمۡ فَأَفُوزَ فَوۡزًا عَظِيمٗا﴾؛3 ”ای کاش با شما بودم [و به فوز عظیم نائل میشدم]!“ بفرمایید! این حرفهای من، این کارهای من و این هم إقدام من! تو هم عمل کن! اگر عمل کنی با منی! لازم نیست که ادّعای حضور در کربلا را بکنی!» اینطور نمیشود که ما از
- همان، ص ٢٨١ ـ ٢٨٤.
- همان، ص ٣٣٠.
- سوره نساء (٤) آیه ٧٣.
