
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
135همینطور هستیم؟! یعنی اگر امام حسین در اینجا بیایند و چنین جریانی تکرار شود و محک زده شود و ما چشم بر هم بگذاریم و از آن بگذریم، باختهایم! هر روز محک زده میشویم و هر روز حسابرسی میشویم! اگر عقلمان را بهکار بیندازیم هر دقیقه کربلا است!
لزوم توجّه سالک به خدا در همۀ احوال
مرحوم آقا میفرمودند:
آقا، سالک باید گوش به زنگ باشد! سالک باید تمام حواسش متوجّه باشد که مبادا ببازد! اگر یک دقیقه یا حتّی یک لحظه غفلت کند، در همان یک لحظه باخته است!
حالا اگر برگردد، آن یک مطلب دیگری است؛ ولی در همان یک لحظه ممکن است که چیزهایی بیاید و بگذرد و انسان از آن غفلت کند! قضیّه این است.
شاخصۀ منحصر به فرد چهاردهمعصوم علیهم السّلام
شما از سیّدالشّهدا بالاتر چه شخصی را سراغ دارید؟! امام حسین میگوید: «من میآیم؛ هرچه خداوند تقدیر کرده خودش آن را میداند!»1 لذا با یزید بیعت نمیکنند چون آن را خلاف میدانند. از مدینه به مکّه میروند و چون حضرت را دنبال کردند، بهخاطر احترام مکّه و حفظ کعبه [بهجانب عراق حرکت فرمودند].
امام حسین میدانست که بالأخره کشته خواهد شد، لذا میتوانست بگوید: حالا که قرار است کشته شوم بگذار در کعبه مرا بکشند تا آبروی یزید بیشتر از بین برود! یعنی حضرت از روی کینهای که از یزید در دل دارد با خود بگوید: حالا که این نامرد بهدنبال ما فرستاده و میخواهد ما را اغتیال و ترور کند، پس بگذار در حرم باشد! امّا حضرت این کار را نمیکنند، چون حضرت کینه ندارد، حضرت مثل من و شما نفس ندارد! حضرت میگوید: حالا که میخواهند مرا بکشند، بگذار از مکّه بیرون بروم تا احترام کعبه محفوظ باشد!2
- مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج ١، ص ٢٧٣.
- همان، ص ٣١٠ و ٣١٤.
