
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
134این بود که فکر آنها صحیح نبود. میگفتند که بالأخره او سیّدالشّهدا و پسر پیغمبر است و ما هم اینهمه یدِ بیضا از او دیدهایم! چون امام حسین هم امام بودند و هم در بین خیلی از افراد شاخص بودند. لذا آنها با خود گفتند: میرویم و میزنیم و همۀ اینها را مثل ملخ به هوا پراکنده میکنیم و کوفه را میگیریم، و بعد هم حمله میکنیم و شام را میگیریم!
ولی در شب عاشورا وقتی که دیدند امام حسین علیه السّلام از شهادت خبر میدهد، و اینکه آنان را تکهتکه میکنند و سر و دستهای آنها را به اینطرف و آنطرف میاندازند و در نهایت بدنهای آنان را زیر سم اسب لِه میکنند، با خود گفتند: عجبا! چه شد؟! ما خیال میکردیم که این پسر پیغمبر شقّالقمر میکند و خورشید را برمیگرداند و با یک فوت کردن، همه را میزند و از بین میبرد؛ همانطور که پدرش دو دفعه خورشید را از مغرب به مشرق برگرداند!1 امّا دیدند که در اینجا حرفی از حلوا و پلوی زعفرانی نیست، بلکه صحبت از زدن و کشتن و له شدن و سر از بدن جدا شدن و امثال اینها است! لذا گفتند: «نه آقا، ما نیستیم، خداحافظ شما!» حضرت هم بهخاطر اینکه آنها راحت باشند دستور دادند: «چراغها را خاموش کنید تا کسی نفهمد! بلند شوید و بروید!»2
حضرت با این عمل خود به بقیّه فهماندند که حقیقت توحید این است؛ حالا هر کس اهل توحید است بسماللَه! سیّدالشّهدا برای کسانی مثل زُهیر، مسلمبنعوسجه، هانیبنعروه، مسلمبنعقیل و امثال آنان امام است که میگفتند: «اگر هزار بار [ما را قطعهقطعه کنند و بسوزانند و خاکسترمان را به باد دهند دست از یاری شما برنمیداریم]»،3 نه برای کسانی که گذاشتند و رفتند!
حالا آیا ما که بهدنبال آن حضرت هستیم و سینه میزنیم و مجالسی هم داریم،
- من لایحضره الفقیه، ج ١، ص ٢٠٣.
- رجوع شود به الإرشاد، ج ٢، ص ٩١.
- همان، ص ٩٢.
