اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

122
  • معاملات را به‌نحو استقلال انجام بدهد، چون این حجره و این اموال و این سرمایه، ملک او نیست؛ بلکه او با اجازۀ صاحب مغازه و حجره با افراد معامله و داد و ستد می‌کند و به اعتبار اذن و اجازه‌ای که او در تصرّف داده است، این شخص این معاملات را انجام می‌دهد و افرادی هم که با او معامله می‌کنند، با همین دید به او نگاه می‌کنند؛ یعنی هم خود او و هم دیگران می‌دانند که او کاره‌ای نیست، بلکه فقط یک نماینده است و به‌اندازۀ یک قِرانی هم حقّ تصرّف و جابه‌جا کردن اموال را ندارد و اگر جابه‌جا کند قانون او را می‌گیرد و محکوم می‌کند؛ چون قانون برای این تصرّفات حدّ و مرزی قائل است. لذا می‌گوید: «تو نمایندۀ این شخص بودی! برای چه این کار را از طرف خود انجام داده‌ای؟! تو مُجاز نبودی که این معامله و تصرّف را انجام بدهی!»

  •  امّا اگر خود شخصِ صاحب تجارت و معامله، دخل و تصرّفاتی در اموال خود کند، قانون جلوی او را نمی‌گیرد؛ حتّی اگر بگوید: «من می‌خواهم تمام اموالم را آتش بزنم»، و همۀ اموال، اسکناس‌ها، اقمشه1 و بضاعت خود را در دریا بریزد، قانون جلوی او را نمی‌گیرد که آقا چرا این کار را کردی و چرا اموالت را سوزاندی؟! نهایتاً مردم می‌گویند: «این فرد نادان و دیوانه شده است!» و بیش از این مقدار [او را مؤاخذه نمی‌کنند]؛ البتّه در آن‌طرف قضیّه باید حساب و کتاب پس بدهد، ولی فعلاً صحبت ما در این‌طرف است که مدار گردش اجتماع و حرکت اجتماعی [بر آن استوار است]؛ امّا اگر بیاید و به یک شخصی تعدّی کند، یا او را بزند، و یا شخصی را به قتل برساند، قانون جلوی او را می‌گیرد که چرا به مال یا جان کسی تعدّی کردی؟! چرا سرقت و دزدی کردی؟! لذا چون تعدّی به غیر است قانون او را محکوم می‌کند.

  •  ولی اگر شخصی دست خود را ببُرد، قانون او را به زندان نمی‌اندازد، بلکه می‌گوید: «بریدی که بریدی، خواستی نبری!» یا اگر شخصی پای خود را قطع کند، فقط می‌گویند: «دیوانه است!» و بیش از این چیزی بر او مترتّب نمی‌کنند؛ نه او را به

    1. لغت‌نامۀ دهخدا: «اقمشه: جامه‌های پشمینه و رخت‌ها و متاع‌ها.»