
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
116والد ـ رضوان اللَه علیه ـ و شناخت صحیح از مکتب ایشان است؟! مکاتب زیادی وجود دارد، چرا شما به آنجاها نرفتید؟! کسی شما را مجبور به آمدن به اینجا نکرده و کسی شما را با تفنگ به اینجا نیاورده است، بلکه شما با اختیار خود آمدهاید! یکی از اهواز آمده، یکی از کرمان آمده، خیلی از دوستان از اصفهان آمدهاند، یکی از قزوین آمده، یکی از کرج آمده و یکی از طهران آمده است، و این مسافتها کم نیست! شما برای چه به اینجا میآیید؟ برای این آمدهاید که خود را به آن مبدأ و مسیر نزدیک کنید و خود را در آن وادی قرار بدهید و بگویید ما هم آمدیم و ما هم بودیم! غیر از این است؟!
بنابراین شما میتوانید در روز قیامت جلوی حضرت والد را بگیرید و بگویید: «آقای سید محمّدحسین، ما از آنجا به اینجا آمدهایم بهخاطر اینکه مطالبی را از پسر شما بشنویم که او ادّعا میکرد که از شما میگوید!» این است دیگر! داریم بدون رودربایستی و رفیقانه صحبت میکنیم، ما رفیق هستیم و جلوی شما که دیگر نمیتوانیم معلّق بزنیم!
پس شما بهخاطر مطالعۀ کتابهای ایشان و بهخاطر آن حقیقت و واقعیّتی که در اینجا دیدهاید، در اینجا حضور دارید؛ و إلاّ امروز مکاتب بسیاری هستند.
بعد از فوت مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ من در شب چهارم فوت ایشان برای دوستان صحبت کردم و گفتم:
«آن بزرگ از دنیا رفت، ولی خداوند که از دنیا نرفته است! ایشان که سهل است، بالاتر از ایشان پیغمبر اکرم و ائمّه و اولیا علیهم السّلام هم از دنیا رفتند و به زیر زمین رفتند ـ البتّه بدن آنها به زیر زمین رفت ـ و همان خاکی را که ما بر روی بدن ایشان ریختیم، بر بدن پیغمبر و امیرالمؤمنین هم ریختند؛ دیگر بالاتر از پیغمبر که وجود ندارد! ولی پروندۀ خداوند که بسته نشده است! این عبد صالح در این مدّت، مسائل و کارهایی را انجام داد و به وظایف خود عمل کرد و این کتابها را نوشت ـ ما میدانیم که ایشان چه مسائلی را متحمّل شد ـ و ﴿قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ﴾1 و در مسیر خود بهسوی لقای خداوند حرکت کرد و
- سوره احزاب (٣٣) آیه ٢٣.
