
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
114حقیقی مختصّ به او است، و او است که همیشه جمیل بوده و هست و خواهد بود! تمام جمالهای دنیا یک قطره و یک تنازل و یک سر سوزن است. امّا ما اینها را مستقل میدانیم و به آنها نظر استقلالی میکنیم. ما به این جمالها عشق میورزیم و آنها را جمال حقیقی میپنداریم و از جمال حقیقی غفلت میکنیم.
یکی از دوستان نقل میکرد:
در سفری برای دیدن شخصی به تبریز رفتم. دیدم که او فرد مستعدّی است، لذا تصمیم گرفتم که قدری با او صحبت کنم و مقداری او را دست کاری کنم و بهسمت خداوند بکشانم و حال و برنامۀ او را عوض کنم.
اتّفاقاً برای او مشکل خانوادگی پیدا شده بود و عیالش با او به نزاع و دعوا برخاسته بود و چند روزی او را ترک کرده و به منزل پدرش رفته بود. این شخص نیز در حسرت و فِراق یار میسوخت و میساخت. ما هرچه خواستیم مشکلی را که او در دل داشت خدایی کنیم و بدینوسیله حالش را عوض کنیم، او پیوسته میگفت: «فلانی، اگر زور داری همسرم را به خانه برگردان، ما خودمان با خدا کنار میآییم!» دوباره ما زحمت میکشیدیم و از راه دیگری وارد میشدیم و قدری جلو میرفتیم، باز او میگفت: «فلانی، اگر یدِ بیضا داری آن کار را انجام بده!» من دیدم تنها راه همین است، لذا به منزل پدر و مادر آن زن رفتیم و به او گفتیم: «آقا جان، بلند شو بیا، این مسائل و گرفتاریها حل میشود و... !» علیٰأیّحال بین آنها صلح و صفا دادیم.
البتّه نهاینکه بخواهیم او را تخطئه کنیم، بلکه تمام این اُنس و محبّتها الهی است؛ امّا صحبت در این است که مجاز کجا است و حقیقت کجا است؟! جمال حقیقی کجا است و جمال اعتباری کجا است؟! دیگر «تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل!»1
نزول اسماء و صفات جمالیّۀ پروردگار، سرمنشأ حمد و ستایشها
آنچه بهعنوان حمد و ستایش و امثال اینها در این عالم به کسی نسبت میدهیم تماماً براساس نزول صفات و اسماء جمالیه و جلالیۀ پروردگار در عالم وجود است؛
- دیوان عمان سامانی، قصیدۀ ١:
من از مفصّل این نکته مجملی گفتم *** تو خود حدیث مفصّل بخوان ازین مجمل
- دیوان عمان سامانی، قصیدۀ ١:
