اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

112
  • حکایت شخصی که مدّعی بود از حورالعین گذشته است

  •  یک وقت من این قضیّه را نقل کرده‌ام که شخصی در زمان مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ می‌گفت: «ما در طلب او از حورالعین و غلمان و... گذشته‌ایم و به چیزی توجّه نداریم!» مرحوم آقا در جلسۀ تفسیر احادیث قُدسیّه در شب سه‌شنبه1 در مسجد راجع به این موضوع صحبت می‌کردند، و این شخص هم در صف دوّم یا سوّم نشسته بود. ایشان فرمودند:

  • انسان در راه خدا باید فقط به محبوب نظر داشته باشد و سایر مسائل، او را به خود مشغول نکند. چه‌بسا ممکن است که خداوند برای او نعمات ظاهری پیش بیاورد ولی نباید به آنها دل بست. (بعد یک‌دفعه فرمودند:) بله آقا، می‌گویند: «ما دیگر از حور و غلمان گذشته‌ایم!» دیدن دست یک پرستار تو را گیج می‌کند و از همه‌چیز غافل می‌کند! این چه ادّعایی است که ما از حور گذشته‌ایم؟!2

  •  بلا فاصله خود آن شخص برای بنده نقل کرد:

  • امروز برای عیادت یکی از دوستانم به بیمارستان رفته بودم؛ در این حال یک پرستار برای عوض کردن سِرم بیمار آمد. در طول زمانی که آن پرستار در آنجا بود که بیشتر از یک دقیقه نشد، من محو تماشای دست این زن شده بودم و آن‌چنان زیبایی‌ای در این دست مشاهده کردم که اصلاً مرا گیج کرده بود!3

    1. ایشان بعد از نماز مغرب و عشا تقریباً سه ربع می‌نشستند و ما هم دور تا دور می‌نشستیم و قرآن می‌خواندیم و ایشان غلط‌ها را می‌گرفتند و بعد تفسیر قرآن می‌فرمودند. شب‌های سه‌شنبه نیز احادیث قدسی «یا أحمدُ... یا أحمدُ» را از بحار الأنوارتفسیر می‌فرمودند.
      ما واقعاً متأسفیم که نوار و نوشته‌ای از مطالبی که ایشان در آن شب‌ها می‌فرمودند در دست نداریم، و این یکی از خسران‌های بنده است که در آن موقع متوجّه این قضیّه نبودیم و از آن دُرَری که در آن موقع بر زبان ایشان جاری می‌شد بی‌نصیب مانده‌ایم!
      *. بحار الأنوار، ج ٧٤، ص ٢١ ـ ٣٠؛ إرشاد القلوب، ج ١، ص ١٩٩ ـ ٢٠٦.
    2. مرحوم آقا گاهی‌اوقات از این‌گونه مطالب بیان می‌کردند؛ حالا یا از باب تفنّن و یا از جهت دیگری. خلاصه می‌خواستند که حواسّ افراد جمع باشد و بدانند که قضیّه گُتره نیست!
    3. این قضیّه در زمان طاغوت بود که پرستارها محجّبه نبودند، لذا این زن با آستین‌کوتاه و وضعیّت نامناسب آمده بود.