اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

108
  • را هم نمی‌بینیم، حالا چگونه می‌توانیم حیات را برای خود تضمین کنیم؟! اگر چنین امری ممکن بود، آنهایی که دارای مِلک و مُکنت هستند به طریق اولیٰ می‌توانند.

  • حکایتی در اعتباری بودن تمام تعلّقات

  •  یکی از دوستان اصفهانی ما، پنج برادر و یک خواهر داشت و تمام آنها حتّی خواهرشان پزشک بود ـ یعنی مجموع کلّ خانواده پزشک بودند ـ و بعضی از آنها در بعضی از شهرستان‌ها از پزشکان و جرّاحان بسیار حاذق بودند. خود ایشان به بنده می‌گفت:

  • هر کسی ما را می‌دید با جدّیت می‌گفت: «مرگ سراغ پدر و مادری که شش پسر و یک دختر پزشک دارند نمی‌آید، و دیگر زندگی برای آنها تأمین است و حیات دیگر برای آنها مُؤبّد است؛ زیرا هر روز حدّ أقل دو نفر از آنها در خانه هستند! بالاتر از این؟!»

  • یک روز صبح پدر ما1 طبق معمول برای اذان گفتن در بالای مأذنۀ مسجد از منزل خارج می‌شود. همین‌که می‌خواهد از خیابان عبور کند یک ماشین به او می‌زند و ایشان را پرتاب می‌کند و جان می‌دهد، درحالی‌که حتّی یکی از فرزندانش هم بالای سر او نبودند!

  •  التفات می‌کنید؟! مسئله چیست؟! اگر جای هفت فرزند، هفتاد فرزند هم باشند [کاری از عهدۀ آنان برنمی‌آید]! مگر مرگ در دست من و شما است؟! حساب و کتاب از جای دیگری است.

  •  بنابراین چرا به خود غرّه شده‌ایم و گول خورده‌ایم؟! تمام این تعلّقات ما همه اعتباری است؛ نه جمال برای ما حقیقت دارد و نه مال! گفت: «به مالت نناز که به یک شب بند است و به جمالت نناز که به یک تب بند است!»2

  • نقل شهید دستغیب از مسخ دفعی و تدریجی

  •  یک مرتبه خدمتتان عرض کرده‌ام که یک روز صحبت‌های مرحوم شهید آیةاللَه دستغیب ـ رحمةاللَه و رضوان اللَه علیه ـ را گوش می‌دادم، ایشان مثالی زدند که من

    1. خدا رحمتش کند، مرد بسیار شریف و متدیّن و مقیّدی بود.
    2. امثال و حکم، دهخدا، ج ١، ص ٤٠٨.