
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
101قبل از ورود او به حال خبردار میایستیم که مثلاً آقا میخواهند تشریف بیاورند و چه بکنند! چرا؟ چون فرضاً ایشان رئیس فلان اداره است، لذا ما هم بهخاطر اینکه مورد عنایت قرار بگیریم، این کارها را انجام میدهیم؛ چون بالأخره وقتیکه او احساس میکند که یک شخص او را مورد احترام قرار داده است، بیتفاوت نمیماند و آن شخص را مورد محبّت و عنایت قرار میدهد.
عکس این قضیّه را در داستان حضرت جواد علیه السّلام با مأمون عرض کردم1 که هنگامیکه مأمون میخواست رد شود، آن حضرت سر جای خود ایستادند و تکان نخوردند! مأمون گفت: «چرا مثل بقیّه کنار نرفتی؟!» حضرت مانند شیر فرمودند:
نه کاری انجام داده بودم که بترسم و از عواقب آن خوف داشته باشم، و نه راه تو را بسته بودم؛ لذا سر جای خود ایستادم! از آنطرف راه داری و برو2
این کلام، کلام امام است! بهدلیل آنکه امام اعتبار را با حق قاطی نمیکند، لذا دیگر از کسی هم ترسی ندارد. حق را در حق و اعتبار را در اعتبار میبیند، و هر کدام را در جای خود محفوظ میدارد.
شرح حال قاآنی و برخورد امیرکبیر با او
[امّا ما] بلند میشویم و تکریم میکنیم و میگوییم: «بهبه، چه آقای خوبی است!» و قصاید میگوییم و فلان میکنیم و... !
میگویند: قاآنی از شعرایی بود که برای هر کسی که به سر کار میآمد قصیده میگفت و کاری نداشت که زید بن أرقم هست یا هر فرد دیگری! همینکه میدید یک نفر رأس کار است و روی سریر نشسته و بر تخت سلطنت و صدارت تکیه زده است ـ حال هر کسی میخواهد باشد ـ [به مدح و ثنای او میپرداخت]!3 و معمولاً هم قضیّه همینطور است.
- همین کتاب، ص ٥٩.
- کشف الغمة، ج ٢، ص ٣٤٤.
- رجوع شود به الذریعة، ج ٣، ص ١٩٧.
