اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

100
  •  حالا ما باید ببینیم که آیا این حمدها و ستایش‌هایی که در این دنیا بین السنۀ ما و وِرد زبان ما است، ستایش‌های واقعی است یا نه؟ ظاهراً قبلاً به این مسئله اشاره‌ای کرده‌ایم، ولی حالا اجمالاً یک برداشتی می‌کنیم.

  • اعتباری بودن تعریف و تمجید از اموال و مقامات

  •  راجع به مال می‌گوییم: «این شخص چقدر مرد خوبی است و چقدر مرد محترمی است و چقدر مرد با ارزشی است!» سؤال می‌کنند: «چرا این‌طور است؟!» می‌گوییم: «چون این‌مقدار ثروت دارد!» می‌گویند: «مگر این ثروت موجب ارزش یک شخص و موجب حمد او خواهد شد؟!» می‌گوییم: «اگر [موجب ارزش و حمد] نمی‌شود پس موجب چه می‌شود؟! بالأخره این شخص دارای این مال و منال و این مسائل است!» امّا یک‌مرتبه همین شخصی که دارای این خصوصیّات است، با یک تبصره یا با یک قانون یا با یک دستبرد و سرقت ورشکست می‌شود و دیگر بین او و شخصی که آه در بساط ندارد هیچ تفاوتی نیست و با رفتن مال احترامش هم می‌رود!

  •  پس بازگشت این حمد و ستایش به آن شخص نیست، بلکه به اموال او است؛ زیرا این شخص در جای خود محفوظ است وتغییری نکرده است و حتّی یک گرم هم از وزن او کم نشده است!

  •  البتّه ممکن است در اثر یک شکست، وزن بعضی افراد ناگهان ده یا پانزده کیلو کاهش پیدا کند یا آن شخص سکته کند و راهی بیمارستان شود! چند تا از این موارد را خود من سراغ دارم. چرا این اتّفاق می‌افتد؟ چون این مسکین بین اعتبار و حقیقت را خَلط کرده است، لذا سکته هم می‌کند! آقاجان، اگر از ابتدا درست فکر می‌کردی، سکته هم نمی‌کردی و صحیح و سالم راه می‌رفتی؛ چه ورشکست می‌شدی و چه مالی به‌دست می‌آوردی و در سعه قرار می‌گرفتی! ما این مسائل و مصائب را به علّت اشتباه در بینش، بر خودمان فرود می‌آوریم.

  •  [می‌گوییم]: «این آقا چقدر شخص محترمی است!» چرا؟ چون مال دارد! خب فردا مال او می‌رود و احترام هم با آن می‌رود. [و یا می‌گوییم]: «این مرد چقدر شخص خوب و با احترامی است!» و در قبالش بلند می‌شویم و می‌نشینیم و نیم ساعت