اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج1

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)

0
فقه واصول
جلد ها

روایاتِ شیعه و سنی به‌عنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشته‌‌اند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثال‌های فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولی‌‌ِ آیت‌الله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.

قواعد فقهیه ج1

89
  •  همین‌طور در بقیّۀ موارد امام صادق علیه السّلام تمام این قضاءهای پیامبر را یکی‌یکی بیان می‌کنند و عقبة بن خالد هم اینها را نقل می‌کند. البته حالا دیگر اینها را نمی‌خوانم. دوتا از اینها یکی همان شُفعَه است که در آنجا دارد «و قال: لا ضررَ و لا ضرار» و یکی همان روایت فَضل ماء بئر است که در آنجا هم داریم: «لا ضررَ و لا ضِرارَ»؛1 ولی در بقیّۀ موارد، عبارت «لا ضررَ و لا ضِرارَ» نیست.

  • بررسی نظر شیخ‌الشریعۀ اصفهانی دربارۀ عبارت «لا ضرر» در أقضیة النبی

  •  مرحوم شیخ‌الشّریعة اصفهانی در تلقّی این مسئله استبعاد کردند ـ و واقعاً هم همین‌طور است ـ و در کتاب لا ضررشان فرمودند2 که اصلاً این روایات لا ضرر که در باب شفعه آمده است در اصل همان روایت عبادة بن صامت است و او تمام این أقضیۀ پیغمبر را جدا جدا نقل کرده است، به این‌صورت که پیغمبر در فلان مسئله فلان حکم را صادر کردند و در فلان مسئله فلان حکم را صادر کردند و همین‌طور پیغمبر به «لا ضرر و لا ضرار» حکم کردند. حالا اگر این «لا ضرر و لا ضرار» در شفعه و منع فضل ماء هم بود، چرا عبادة بن صامت در ذیل آنها این کلام را نیاورده است؟! مثلاً پیغمبر فرمودند:

  • قَضیٰ بالشُّفعة بین الشُّرکاء فی الأرَضینَ و المَساکِن؛ «شفعه حقّ صاحب آن مشاع است.»

  •  روایت دیگری در باب شفعه داریم که می‌فرماید:

  • إذا أُرِّفَت الأُرَفُ و حُدَّتِ الحدودُ فلا شُفعَةَ؛ «یعنی حقّ شفعه تا جایی است که در آن زمین، علامات نصب نشود و تقسیم نشود.»

  •  اُرَف جمع اُرفة، به معنای علامت است، و أُرِّفَت تأریفًا و حُدَّتِ الحُدود یعنی علامت گذاشتن و تقسیم کردن و حد نصب کردن.

  •  اگر شرکاء علامت گذاشتند و مشخص کردند که این یک جَریب برای فلانی

    1. الکافی، ج ٥، ص ٢٩٣.
    2. قاعدة لا ضرر، شیخ‌الشریعة، ص ٢٢.