اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج1

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)

0
فقه واصول
جلد ها

روایاتِ شیعه و سنی به‌عنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشته‌‌اند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثال‌های فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولی‌‌ِ آیت‌الله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.

قواعد فقهیه ج1

87
  • در اینجا خود همین جُبار دلیل بر این است که آن چاه اعم از این است که چه چاهی باشد.

  • «و اگر شرایط حیوانی را لحاظ کرده و از او محافظت کرده باشند جُبار است و هیچ‌کدام از جراحت‌هایی که حیوان وارد می‌کند، بر عهدۀ صاحب حیوان نیست، و همۀ اینها جُبار است.»

  • مثلاً فرض کنید که حیوانی می‌آید و چیزی را می‌شکند یا در چیزی تصرف می‌کند، مثلاً حرکت می‌کند و هندوانه یا خربزه‌ای را که سر راهش است با لگد می‌زند و از بین می‌برد، درصورتی‌که آن چوپان و راعی یا آن کسی که محافظ حیوان است رعایت کرده باشد، جبار است و این تقصیر آن کسی است که این چیز را وسط راه گذاشته است، چون این حیوان نمی‌فهمد و این چیز تلف می‌شود؛ یا اینکه فرض کنید که حیوانی را به جایی بسته‌اند و بچه یا شخصی می‌رود و اذیّتش می‌کند و آن حیوان هم با لگد می‌زند و او تلف می‌شود، پرداخت دیۀ این فرد بر عهدۀ صاحب حیوان نیست.

  •  بعد فرمودند:

  • و قَضیٰ فی الرِّکازِ الخُمسَ، و قضیٰ أنّ ثمر النخل لمن أبّرها،... و للعاهِر الحجَرَ؛1

  • این روایت مفصل است، بعد حضرت راجع به قتل جنین صحبت می‌کنند و مطلب به اینجا می‌رسد که عبادة بن صامت می‌گوید:

  • و قضیٰ أن لا ضرر و لا ضرار؛ «پیغمبر حکم کرد که ضرر و ضراری نیست.»

  • روایت لا ضرر در أقضیة النبی صلّی اللَه علیه و آله و سلّم از طریق شیعه

  •  در روایات شیعه، عقبة بن خالد این أقضیة النّبی و قضاءها را از امام صادق علیه السّلام قطعه‌قطعه نقل کرده است؛ مثلاً یک روایت در فقیه دارد:

  • بإسناد محمّد بن عبداللَه بن هلال عن عُقبَةِ بن خالد عن أبی‌عبداللَه علیه السّلام

    1. ترجمه: «رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله به پرداخت خمس مال مدفون (گنج و معدن) حکم کردند و حکم کردند که میوۀ نخل برای کسی است که آن را درست و تلقیح کند،... و از برای شخص فاجِر و زناکار (از فرزند بهره‌ای نیست) بهرۀ او سنگ است (که به حکم حاکم شرع باید در صورت إحصان سنگسار شود).» (محقق)