
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
79طریق صدوق از حسن بن علی فضّال بود ـ ملتزم شدیم، بنابراین این خبر موثوقٌبها و حجت میشود. وقتیکه حجت شد، اخبار مرسلی که در اینجا وجود دارد، تأیید میشوند. این مطلب برای اینکه بعداً ببینیم که این خبر متواتر است یا مستفیض است یا واحد است، بهکار میآید. بنابراین به همین مقدار که این خبر مرسل محلی از اعتبار دارد و میتواند قرینه باشد، میتوانیم بدان توجه کنیم.
تا اینجا سه طریق برای این خبری آمد که در آن عبارت «لا ضررَ و لا ضِرارَ» آمده است.
بررسی روایت شیخ صدوق در لاضرر
مرحوم صدوق در فقیه، روایت دیگری در باب حکمالحریم نقل میکند:
عن أبیه، عن محمّد بن موسی بن مُتوکِّل (که ایشان از مشایخ مباشر پدر صدوق ـ نه بالواسطه ـ و مرد بسیار بزرگ و ثقهای بوده است؛ گرچه بعضیها دربارۀ او مطلبی را ادعا کردهاند، ولی این ادعا خالی از وجه است و ایشان مرد بزرگ و ثقهای بوده است1)، عن علی بن حسین سعدآبادی (که ایشان هم همینطور است)، عن احمد بن محمّد بن خالد برقی، عن أبیه، عن حسن بن زیاد صیقل (که در اینجا فقط مطلبی دربارۀ حسن بن زیاد صیقل است و آن اینکه ایشان توثیق نشده است2)، عن أبیعبیدة حذّاء (که ایشان شخص موثقی است3)، قال: «إنَّک رجلٌ مُضارّ.»4
این روایت عبارت «لا ضررَ و لا ضِرارَ» را ندارد و فقط آن قسمت اوّل، یعنی «إنَّک رجلٌ مُضارّ» را دارد:
روی الحسن الصیقل عن أبیعبیدة حذاء... ثمّ قال رسول اللَه صلّی اللَه علیه
- الرجال، ابن داود، ص ٣٣٧؛ رجال العلامة الحلی، ص ١٤٩.
- قاعدة لاضرر و لاضرار، سیستانی، ص ١٨؛ قاعدة لاضرر، شیخالشریعة، ص ٣٤؛ مستدرک الوسائل، ج ٤، ص ٢٤٠.
- رجال النجاشی، ص ١٧٠؛ الرجال، ابنداود، ص ٤٠٢؛ رجال العلامة الحلی، ص ٧٤.
- من لا یحضره الفقیه، ج ٣، ص ١٠٣.
