اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج1

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)

0
فقه واصول
جلد ها

روایاتِ شیعه و سنی به‌عنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشته‌‌اند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثال‌های فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولی‌‌ِ آیت‌الله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.

قواعد فقهیه ج1

77
  • فطحی است، ولی موثق است.1

  •  در این دو روایت، چون راوی عبداللَه بن بکیر است «لا ضررَ و لا ضِرارَ» به‌تنهایی ذکر شده است. البته ممکن است که عبداللَه بن بکیر در مجلس واحدی این روایت را مطرح کرده است و محمّد بن خالد و حسن بن علی فضّال شنیده‌اند، یعنی هر دو در مجلس بوده‌اند و هر دو به «لا ضررَ و لا ضِرارَ» نقل کرده‌اند. پس وضع «لا ضررَ و لا ضِرارَ» به‌تنهایی قدری محکم می‌شود.

  • بررسی روایت عبداللَه بن مسکان

  •  کلینی روایت دیگری با سند دیگر از علی بن محمّد بن بندار، عن احمد بن أبی‌عبداللَه البرقی، از پدرش، عن بعض أصحابنا، عن عبداللَه بن مسکان، عن زرارة نقل می‌کند. این روایت قدری مفصل‌تر و مشروح‌تر است و به اینجا می‌رسد که پیغمبر می‌فرمایند: «إنّک رجلٌ مُضارٌّ، و لا ضررَ و لا ضِرارَ علیٰ مؤمنٍ.»2 این روایت عبارت «إنَّک رجلٌ مُضارّ» و «علیٰ مؤمن» را اضافه بر «لا ضررَ و لا ضِرارَ» دارد.

  •  در اینجا نکته‌ای دربارۀ علی بن محمّد بن بندار به نظر می‌رسد. بعضی‌ها ایشان را توثیق کرده‌اند3 و نجاشی قائل به این است که فرد ثقه‌ای بوده است.4 اسم علی بن محمّد بندار، در اصل، علی بن محمّد بن أبی‌القاسم است و البندار لقب أبی‌القاسم بوده است،5 نه لقب علی بن محمّد؛ بنابراین ایشان مورد توثیق نجاشی است و از این نقطه‌نظر موثّق است.

    1. رجال الکشی، ص ٣٤٥؛ رسالة أبی‌غالب الزراری، ص ٢١٤؛ فهرست کتب الشیعة، شیخ طوسی، ص ٣٠٤؛ الرجال، ابن‌داود، ص ٣٨٥؛ رجال العلامة الحلی، ص ١٠٦؛ الرواشح السماویة، میرداماد، ص ٥٣.
    2. الکافی، ج ٥، ص ٢٩٤.
    3. از جمله: الرجال، ابن‌داود، ص ٢٤٨؛ رجال العلامة الحلی، ص ١٠٠.
    4. رجال النجاشی، ص ٢٦١.
    5. همان، ص ٣٥٣.