اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج1

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)

0
فقه واصول
جلد ها

روایاتِ شیعه و سنی به‌عنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشته‌‌اند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثال‌های فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولی‌‌ِ آیت‌الله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.

قواعد فقهیه ج1

76
  •  ولی در روایت تهذیب به‌جای «یُمَدُّ لک فی الجنَّة»، «مُذلَّلٌ فی الجنَّة» دارد و اگر ما نگاه بکنیم می‌بینیم آن ناسخی که این روایت را نسخه‌برداری کرده است «یُمَدُّ لک» را با «مُذَلَّل» اشتباه گرفته است. چون شکل هر دو یکی است و اگر شما دقت کنید می‌بینید از نظر کتابت اگر آن «ی» را برداریم، این «مَد» می‌شود «مُذ»، یعنی مثل «مُذَلَّل» می‌شود. آن لام با کاف هم طوری نوشته شده که مُذَلَّل خوانده شده است؛ یعنی آن «مَد» است، این هم «لَل» است و اگر این لام را قدری بکشید تقریباً «لک» می‌شود، یا اگر آن کاف را قدری گِرد بکنید لام می‌شود. لذا ناسخ این را اشتباه کرده است و «یُمَدُّ لک» را «مُذَلَّل» نوشته است. در بسیاری از موارد، ناسخ در روایتی که می‌خواهد نقل کند، از باب تشابه در حروف، اشتباه می‌کند؛ یعنی روایت دو تا نیست و واحد است، ولی من‌باب‌مثال ناسخ هم‌چنین اشتباهی می‌کند. این یکی از آن موارد است.

  • وحدت روایت کافی و تهذیب

  •  بنابراین این روایت با روایت کافی یکی است و روایت دیگری نیست که شیخ طریق دیگری به عبداللَه بن بکیر داشته است؛ پس شیخ طریق مستقلّی غیر از روایت کافی به عبداللَه بن بکیر ندارد و طریق روایت تهذیب، همین طریق کافی است، یعنی عدَّة مِن أصحابنا است که از طریق برقی به عبداللَه بن بکیر می‌رسد.

  •  این دو روایت شد که هر دو به عبداللَه بن بکیر برمی‌گردند و صحیح‌السند هستند و هیچ شکی در سند اینها نیست. هم احمد بن محمّد بن خالد مرد خیلی خوبی بوده و هم پدرش آدم خوبی بوده است، منتها ضعف پدرش برای این بوده است که از ضِعاف نقل می‌کرده است،1 اما نه‌اینکه خودش آدم بدی بوده است، بلکه خودش آدم ثقه‌ای است و ضعفش فقط همین بوده است.2 عبداللَه بن بکیر هم گرچه

    1. رجال النجاشی، ص ٣٣٥؛ الرجال، ابن‌الغضائری، ص ٩٣؛ الرجال، ابن‌داود، ص ٣٠٩. البتّه شیخ طوسی در الرجال، ص ٣٦٣، محمّد بن خالد برقی را توثیق کرده است و علاّمۀ حلّی نیز در خلاصة الأقوال، ص ١٣٩ به این تعدیل شیخ طوسی اعتماد کرده است.
    2. جهت اطّلاع از وثاقت احمد بن محمّد بن خالد برقی، رجوع شود به رجال النجاشی، ص ٧٦؛ فهرست کتب الشیعة، شیخ طوسی، ص ٥١؛ الرجال، ابن‌داود، ص ٤٠ و ٤٢١؛ رجال العلامة الحلی، ص ١٤.