
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
73درس پنجم: بررسی روایات قضیّۀ سَمُرَة بن جُندَب
بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
همانطوریکه عرض شد، به نظر میرسد که روایات باب که به عبارت «لا ضرر و لا ضرار» آمده است، در هر قضیّهای جداگانه بحث شود و در آخرالأمر با هم مقایسه بشود؛ بهعکس آنچه در رسالۀ لا ضرر نوشتهاند که خود این قاعده را در قضایای متعددی ذکر کردهاند، بعد روایات دیگر را ضمیمه کردهاند.1 به نظر میرسد که اگر ما از هر قضیّهای فارغ بشویم، بعد نتیجهاش را با همدیگر مقایسه کنیم بهتر است از اینکه یکمرتبه تمام آنها مخلوط با هم بحث بشود.
قضیۀ اول قضیۀ سَمُرَة بن جُندَب است که از طریق شیعه، از امام باقر علیه السّلام به دو طریق بیان شده است:
بررسی روایت عبداللَه بن بکیر در طریق شیخ صدوق
یکی از آنها از طریق عبداللَه بن بکیر است. عبداللَه بن بکیر فطحیمذهب بوده و بعد از امام صادق علیه السّلام قائل به امامت عبداللَه أفطح شده است، ولکن روایاتش مورد قبول است و از این نقطهنظر فرد ثقهای است.2 دو طریق به عبداللَه بن بکیر هست:
- قاعدة لاضرر، شیخالشریعه، ص ١١.
- رجال الکشی، ص ٣٤٥؛ رسالة أبیغالب الزراری، ص ٢١٤؛ فهرست کتب الشیعة، شیخ طوسی، ص ٣٠٤؛ الرجال، ابنداود، ص ٣٨٥؛ رجال العلامة الحلی، ص ١٠٦؛ الرواشح السماویة، میرداماد، ص ٥٣.
