
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
69بیان کردهاند و این آقا خلاصهگیری کرده و آن آقا بهطور مفصّلتر بیان کرده است، یا ممکن است که امام باقر در دو جلسه و دو مطلب، مسئله را فرموده باشد. نکته این است که «لا ضررَ و لا ضِرارَ» در این روایت نیست. البتّه سند صدوق در مشیخۀ فقیه به حسن صیقل، از طریق محمّد بن موسَی بن متوکّل از علیّ بن حسین سعدآبادی از احمد بن أبیعبداللَه برقی عن أبیه (که عبداللَه برقی باشد) از یونس بن عبدالرّحمٰن از حسن بن زیاد صیقل است.1
در این روایت عبارت «لا ضررَ و لا ضِرارَ» نیست. روی این حساب، مسئله مختلفٌفیه شده است که آیا قاعدۀ لا ضرر ثابت است یا ثابت نیست؟ اگر ما سند صدوق در مشیخۀ فقیه را صحیح بدانیم و روایت حسن بن صیقل ثابت بشود، این مسئله پیدا میشود که در دوَران امر بین زیاده و نقیصه اصل چیست؟ چون دوتا روایت مشتمل بر زیاده است، یعنی مشتمل بر «لا ضررَ و لا ضِرارَ» است، ولی در این روایت «لا ضررَ و لا ضِرارَ» نیست. حالا در دوران امر بین زیاده ونقیصه، اصل مُحکَّم چیست؟
عدم وجود قید «فی الاسلام» در ذیل احادیث لا ضرر در مجامع حدیثی معتبر خاصه و عامه
قبل از اینکه به این مطلب برسیم و این روایات را شرح بدهیم، تذکّر این نکته لازم است که ما هرچه در مجامع احادیث و کتب [معتبر] تفحّص کردیم، این قاعده را بهنحو «لا ضررَ و لا ضِرارَ فی الاسلام» پیدا نکردیم، یعنی در کتب [معتبر] خاصّه و عامّه، «لا ضررَ و لا ضِرارَ فی الاسلام» نیست.
بله، مرحوم صدوق در فقیه، در بحث ارث، در ابتدای باب میراث اهل الملل، روایتی را نه مسنداً، بلکه بهعنوان قول النّبی ذکر میکند و میفرماید: «منه ما قاله النّبیُّ: ”لا ضررَ و لا ضِرارَ فی الاسلام.“» البتّه عبارت دیگری هم دارد؛2 ولی این جمله در آن نیست، و در اینجا سند این روایت مشتمل بر «فی الاسلام» را ذکر نمیکند. اگر ایشان
- همان، ج ٤، ص ٤٩٦.
- همان، ص ٣٣٤.
