
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
57اهلتسنّنی که این مطلب را از پیغمبر نقل میکنند، درست نقل میکنند. فلهذا روایت امام صادق به ضمیمۀ روایات اهلتسنّن از پیغمبر، متواتر میشود.
ثبوت تواتر بهواسطۀ انضمام روایات عامّه به روایات صحیح شیعه
بنابراین ما در این مقام هستیم که اگر روایت امام صادق علیه السّلام مرسل بود، جای بحث داشت؛ چراکه روایاتی که شیعه بیان میکند مرسل است و روایاتی هم که اهلسنّت بیان میکنند، محفوف به قرائن نیست، لذا گرچه ظنّ غالب، بر ثبوت این قاعده میرود، امّا انسان دیگر علم به آن ندارد. امّا اگر در این ناحیه مطلب را تمام و محکم کردیم که از امام صادق یا یکی از ائمّه علیهم السّلام روایت صحیح و مسند آمده است، پس این روایت مشمول حجّیت میشود. از اینطرفِ قضیّه هم میبینیم که روایات مستفیضه یا متواتری از عامّه به همین مضمون و معنا آمده است. پس تصحیح روایت مسند از امام صادق علیه السّلام موجب میشود که ما آن روایات دیگر را تصحیح کنیم و وقتی آنها را تصحیح کردیم، میتوانیم به ضمیمۀ اینها ادّعای استفاضه یا تواتر بکنیم. این مطلب خیلی مهم است و در فقه خیلی بهکار میآید، ولی متأسّفانه از آن غفلت شده است.
اعتبار وثاقت راوی
بنابراین وقتی یک روایت مرسل شد، ممکن است آن خبر ضعیف بوده است یا اینکه ما نمیدانیم که این شخصی که در این طبقه است چه کسی بوده است. البته اگر محفوف به قرینه باشد از مسانید است،1 مانند مراسیل ابنأبیعمیر2 و امثالذلک. ولی اگر یک روایت مرسل بود، این شخصی که در این طبقه است احتمال دارد که یا از یکی از اهلتسنّن نقل کرده است یا از امام نقل کرده است ـ چون آن موقع شیعه و سنّی با همدیگر مخلوط بودند، یعنی مسئلۀ شیعه و سنّی نبود، بلکه مسئلۀ محب و غیر محب بود ـ یا فتوای معروف و مشهوری را دهانبهدهان گفته است یا یک مسئله
- العُدّة فی أصول الفقه، ج ١١، ص ١٥٤.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به رجال الکشّی، ص ٥٨٩ ـ ٥٩٢؛ رجال النّجاشی، ص ٣٢٦؛ فهرست کتب الشّیعة، طوسی، ص ٤٠٤؛ رجال العلاّمة الحلّی، ص ١٤٠.
