
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
280ایشان میفرمایند:
چنین مطلبی که شارع به لسان نفی موضوع، ادعائاً نفی حکم بکند معهود است، ولکن این مطلب در مواردی است که یک حکم قبلاً برای یک عام اثبات شده باشد و ما بعضی از افراد آن عام را از تحت این حکم خارج کنیم.
تفاوت حکومت، تخصیص و تخصص
نظیر این مطلب را ما میتوانیم در حکومت مثال بزنیم: در «لا شکّ لکثیر الشّک»،1 ابتدا یک حکم برای شک بهعنوان عموم ثابت شده است و شخصی که شاک است باید این احکام را انجام بدهد، بعد شارع بعضیها را از تحت افراد شک خارج میکند و از تحت این حکم بیرون میآورد و میگوید: «لا شکَّ لکثیر الشّک»، یعنی اصلاً کثیرالشّک شکی ندارد، ولی نهاینکه واقعاً، بلکه ادعائاً. فرق بین تخصّص و حکومت این است که در تخصّص خروج فرد از تحت یک عموم است واقعاً و حقیقتاً، ولی در حکومت خروج فرد از تحت آن عموم است ادعائاً و تعبّداً. لذا در اینجا بهجای اینکه از شکّ کثیرالشک نفی حکم بکند و بگوید که حکم این شکّ تو مثل بقیۀ شکها نیست، میگوید که اصلاً کثیرالشّک شک ندارد و نباید به شکّش اعتنا بکند، یعنی اصلاً شکّ کثیرالشک را برمیدارد و خانه را از بیخ ویران میکند و درخت را از بیخ درمیآورد.
یا منبابمثال در مورد ربا یک حکم کلّی را بیان میکند و میفرماید: ﴿فَأۡذَنُواْ بِحَرۡبٖ مِّنَ ٱللَهِ وَرَسُولِهِۦ﴾2 و یا میفرماید: «یک درهم ربا مثل هفتاد مرتبه زنا در خانۀ
- وسائل الشیعة, ج ٨, ص ٢٢٨:
«عن حَریزٍ عن زُرارَةَ و أبیبَصیرٍ جَمیعًا قالا: قُلنا لَهُ: الرَّجُلُ یَشُکُّ کَثیرًا فی صَلاتِهِ حَتّیٰ لا یَدری کَم صَلَیٰ و لا ما بَقی عَلَیهِ. قالَ: ”یُعیدُ.“ قُلنا: فإنَّهُ یَکثُرُ عَلَیهِ ذَلِکَ کُلَّما أعادَ شَکَّ. قالَ: ”یَمضی فی شَکِّهِ.“ ثُمَّ قالَ: ”لا تُعَوِّدوا الخَبیثَ مِن أنفُسِکُم نَقضَ الصَّلاةِ فَتُطمِعوهُ، فإنَّ الشَّیطانَ خَبیثٌ مُعتادٌ لِما عودَ فَلیَمضِ أحَدُکُم فی الوَهمِ، و لا یُکثِرَنَّ نَقضَ الصَّلاةِ فإنَّهُ إذا فَعَلَ ذَلِکَ مَرّاتٍ لَم یَعُد إلَیهِ الشَّکُّ.“
قالَ زُرارَةُ: ثُمَّ قالَ: ”إنَّما یُریدُ الخَبیثُ أن یُطاعَ فاذا عُصِیَ لَم یَعُد إلیٰ أحَدِکُم.“» - سوره بقره (٢) آیه ٢٧٩.
- وسائل الشیعة, ج ٨, ص ٢٢٨:
