اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج1

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)

0
فقه واصول
جلد ها

روایاتِ شیعه و سنی به‌عنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشته‌‌اند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثال‌های فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولی‌‌ِ آیت‌الله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.

قواعد فقهیه ج1

279
  •   

  • درس بیست و دوّم: نقد و بررسی کلام شیخ‌الشریعۀ اصفهانی در معنای قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (٢)

  •   

  •   

  • بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم

  •   

  • کلام مرحوم شیخ‌الشریعه در «لا»ی نفی جنس در حدیث لاضرر

  •  مرحوم شیخ‌الشریعه در تعیین ارادۀ نهی از «لا»ی نفی جنس، همان‌طور که از عباراتشان برمی‌آید، به جهاتی تمسّک کردند:

  • یکی این است که ما باید از مسبّب ارادۀ نفی سبب کنیم؛ یعنی شارع به‌وسیلۀ «لا ضرر و لا ضرار»، مجازاً سبب را با لسان نفی مسبّب اراده کرده است؛ یعنی گفته است: «لا ضرر و لا ضرار»، ولی منظورش از «لا ضرر» نفی تسبیب به ضرر است، به این معنا که حکم ضرری یا حکم اضراری جعل نشده است، یعنی حکمی که شارع به‌وسیلۀ آن، اضرار بر غیر را اجازه بدهد. بنابراین به‌واسطۀ اطلاق مسبب، سبب اراده شده است.

  •  این معنایی است که برای لا ضرر ذکر کرده‌اند و بعداً هم در مورد این معنا بحث می‌شود. مرحوم شیخ‌الشریعه می‌فرماید:

  • چنین اراده‌ای در «لا»ی نفی جنس معهود نیست، پس نمی‌توانیم این قاعده را بر اطلاق مسبب و ارادۀ مجازی سبب حمل کنیم.

  •  مطلب دیگر این است:

  • شاید شخصی بگوید: در اینجا نفی حکم به لسان نفی موضوع است.

  • من‌باب‌مثال یک‌وقت شارع یا مولا می‌گوید: «آب نخور، چون آب برای تو ضرر دارد.» یعنی تحریماً و تکلیفاً و مولویاً نفی حکم می‌کند. اما یک‌وقت می‌گوید: «آقاجان من، در این منزل آب وجود ندارد!» در اینجا اعتباراً نفی ماهیّت مائیه می‌کند، ولی منظورش نهی از آن حکم است؛ یعنی با نفی حکم، نفی جواز و اباحۀ شرب ماء را می‌کند.