
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
274این است که «لا» در «لا ضرر»، ناهیه است، منتها شارع از باب مبالغه مجازاً «لا»ی نفی جنس بهکار برده است.
بعضی گفتهاند:
ما جملات اسمیهای داریم که از آنها استفادۀ احکام انشائی میشود، منتها احکام ایجابی ایجادی، نه احکام طلبی؛ اما جملۀ اسمیۀ دال بر احکام طلبی نداریم و یکچنین مسئلهای استفاده نمیشود.1
نقد کلام شیخالشریعه
این مسئله قابل مناقشه است بهجهتاینکه ما بسیاری از احکام را میبینیم که به صیغۀ جملۀ اسمیه آمدهاند و آنها حتی دلالت بر حکم تکلیفی هم میکنند، مانند ﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا﴾2 که جملۀ اسمیه است. حالا صرف نظر از اینکه جملات دیگری داشته باشیم، همین جملۀ اسمیه دلالت بر انشاء طلبی میکند. میگویند: «جملۀ اسمیه در انشاء غیر طلبی که ایجاب بود، زیاد است، ولی در انشاء طلبی نیست» ولیکن اگر ما بخواهیم تفحص کنیم پیدا میکنیم.
لذا اینکه بعضیها گفتهاند: «تا بهحال جملۀ اسمیه در انشاء طلبی بهعنوان بعث و یا بهعنوان زجر نیامده است.» و این را دلیل بر ردّ مدعای مرحوم شیخالشریعه گرفتهاند که در «لا ضرر و لا ضرار» جملۀ اسمیه دلالت بر نهی نمیکند؛ صحیح نیست و در آن اشکال است، چون اولاً همانطورکه مرحوم آیةاللَه خوئی هم فرمودهاند،3 جملۀ اسمیه در انشاء طلبی آمده است و ما مواردی سراغ داریم که بعداً خدمتتان عرض میکنم؛ و ثانیاً وقتی که در یک لغت از نقطهنظر قوانین بلاغت و معانی و بیان، استعمال جملۀ اسمیه در معنای انشائی بهعنوان طلب، چه بعث و چه زجر، جایز باشد دیگر شما بهخاطر عدم ورود این استعمال در آیات و روایات نمیتوانید در یک
- نهایة المقال، مامقانی، ص ٧٣؛ حاشیة علیٰ رسالة لا ضرر، مامقانی، ص ٣٣١؛ مجمع الأفکار، میرزا هاشم آملی، ج ٥، ص ١٣٤.
- سوره نساء (٤) آیه ١٠٣.
- الهدایة فی الأصول، سید خوئی، ج ٣، ص ٥٤٠.
