
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
265چون نهی در آنجا به فعل فاعل و به جنبۀ فاعلی تعلق میگیرد، نه به معنای اسممصدری، چون معنای اسممصدری اصلاً عقل و شعور ندارد. آن شیء یا مالی که الآن از این فرد خارج شده است، یا آن حالت نفسانی، یا آن ضرر و یا آن کمبود، اصلاً شاعر نیست و اصلاً نمیتواند مورد برای خطاب باشد؛ بلکه مکلَّفِ شاعر و عاقل، مورد برای خطاب است.
اگر ما «لا ضرر» را به معنای نهی بگیریم، در اینصورت آن مواردی را که عقل در آنها حاکم به زجر و انزجار است، شامل نمیشود؛ و اگر در اینجا به معنای نفی بگیریم، آنوقت در آن مواردی که تعلق میگیرد، ضرر به معنای اضرار است، یعنی نفی به فاعل تعلق میگیرد و شامل آنها نمیشود.
در اینجا طبق همان بیان سابقی که من عرض کردم، «لا ضرر» به معنای نفی است، یعنی شارع در اینجا ضرر را برداشته است و این برداشتن ضرر و نفی آن، به دو صورت است: یا به لسان حکایت است یا به لسان إخبار است، که آن إخبار خودش از صد تا نهی هم بدتر است! یعنی این نفی یا به لسان خودش است و یا به لسان نهی است؛ کأنَّ شارع با این لسان إخبار، مسئله را مفروغٌعنها تلقّی کرده است که اصلاً ما در اسلام ضرری نداریم! و کأنَّ میگوید که غلط میکنی به کس دیگری ضرر بزنی! و این را مفروغٌعنها تلقی میکند.
تا اینجا راجع به این مسئله بود که ما در اینجا «لا ضرر» را به معنای رفع حکم ضرری میدانیم. حالا آیا این رفع حکم ضرری، تسبیب به جبران هم هست، یعنی موجب جعلِ رفعِ حکم ضرری هم هست یا نه؟ این دیگر إنشاءاللَه برای جلسات آینده. در بحث راجع به لا ضرر، راجع به فقرۀ دوّم هم بحث میکنیم، بعد وقتی تمام شد راجع به این بحث میکنیم که در اینجا تسبیب به رفع حکم ضرری هم هست یا نیست؟
بنابراین طبق بیان گذشته، ماحصل مفاد «لا ضرر» در اینجا این شد که ضرر به معنای منقصت و ضیق و حرج است، و بر فرض هم که به معنای اضرار باشد و ضرار دلالت بر تأکید یا ضرر متقابل کند، در اینجا هم حکم روی ماهیت مرغوبٌعنها
