
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
238بعضیها باب مفاعله را به معنای قصد و سعی در عمل گرفتهاند، یعنی در مفاد هیئت علاوه بر مبدأ، جنبۀ قصد هم لحاظ شده است؛1 مثلاً سابَقَ یعنی سعی در سبقت، قاتَلَ یعنی سعی در قتل. یک وقت میگوییم: قَتَلَهُ؛ اما یک وقت میگوییم: قاتَلَهُ، یعنی سعی کرد و کوشید و به این قتل اهتمام کرد.2 البته اگر موارد استعمال این باب را لحاظ کنیم میبینیم در بعضی از موارد اصلاً این سعی به مقتضای ماده میآید، وإلاّ خود باب مفاعله دلالت بر سعی ندارد.
بعضی مانند مرحوم کمپانی، مفاد هیئت مفاعله را متعدی کردن فعل مجرد، بهوسیلۀ غیر حرف قرار دادهاند؛ مثلاً جَلَسَ إلَیه با «إلیٰ» متعدی شده، ولی جالَسَه خودش بهوسیلۀ هیئتش متعدی شده است.3 البتّه در بسیاری از موارد میبینیم که معنای مفاعله با معنای مجرّد یکی است، یعنی وقتی که خود اسم مجرّد متعدی میشود هم همین است؛ مثلاً در بسیاری موارد، ضَرَبَهُ و ضارَبَهُ فرقی نمیکنند.
بعضی معنای باب مفاعله را تأکید و استمرار قرار دادهاند؛ مثلاً قاتَلَ به معنای استمرار در قتل است یا باعَدَ به معنای استمرار در بُعد است. یک وقت میگوییم: بَعُدَ؛ ولی یک وقت میگوییم: باعَدَ، یعنی خیلی دور شد، که این به معنای تأکید یا به معنای استمرار است.4
بررسی قول به ترادف معنای ضرر و ضرار
بناءًعلیهذا از مجموع آنچه از کتب لغت و از استظهارات دیگران استفاده میشود این است که لا ضرر و لا ضرار به یک مفاد است، یعنی ضَرَّ با ضرار و ضارَّ به یک معناست؛ خصوصاً اینکه در اینجا جهت استمرار لحاظ شده است، چون پیامبر اکرم به سمره میفرماید: «إنّک رجلٌ مضارّ؛ و لا ضرر و لا ضرار» و نمیفرماید: رجلٌ
- قاعدة لاضرر و لاضرار، سیستانی، ص ١١٩.
- رجوع شود به القواعد الفقهیة، جزائری، ج ٦، ص ٥٦٥ ـ ٥٧٣.
- نهایة الدرایة، کمپانی اصفهانی، ج ٢، ص ٧٤٧.
- قاعدة نفی الضرر، آغا ضیاء، ص ٣٠١؛ مباحث الأصول، شهید صدر، ج ٤، ص ٥٣٠.
