
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
219است که برای بعد است إنشاءاللَه.
میزان اعتبار کلام اهل لغت در بیان معنا و مصداق الفاظ
تلمیذ: کتب لغت ناظر به استعمالات هستند، یعنی اینها گرچه به عنوان ثبت معنای موضوعٌله حقیقی نوشته شدهاند، ولی وقتی انسان استقصاء میکند میبیند که اینها ناظر به همان استعمالات عرفی هستند. اگر اینطور باشد دیگر فرقی بین لغت و نظر عرف نیست الاّ اینکه بگوییم: بهخاطر آن تفاوتهایی که عرف در هر زمانی برای خودش دارد و در هر عرفی، معانی خود به خود عوض میشوند، پس نمیتوانیم به آن روایات بکلیّته تمسّک کنیم؛ چراکه ممکن است عرف زمان رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله با زمان الآن فرق کند و نقصی که آنموقع ضرر بوده است الآن ضرر نباشد.
استاد: البتّه ضرر به یک معنای کلی اشاره دارد که در هرجایی ممکن است مصادیق متفاوتی پیدا بکند. منبابمثال الآن برای حج یک میلیون تومان پول میدهند. شما این حج را نگاه کنید؛ نسبت به یک شخص ثروتمندی میبینید که اگر این شخص بخواهد یک میلیون بدهد انگار یک سوزن از زندگیاش کم شده است، لذا این شخص واجبالحج است و باید به حج برود؛ اما اگر شخص دیگری یک میلیون تومان بدهد همۀ زندگیش را داده است، لذا او مستطیع نیست. بنابراین ما باید به یک معیار کلی برسیم و ببینیم که اگر یک نقص یا سلب حقّی پیدا شود شارع در تحقق موضوع ضرر تا چه حدی پیش آمده یا توقف کرده است؟ اگر به آن معیار رسیدیم مصادیق آن در هر زمانی تفاوت پیدا میکند.
ما میبینیم در بعضی از معانیای که اهل لغت برای ضرر ذکر کردهاند این معنا فقط یک مصداق برای آن است. منبابمثال میبینیم که اهل لغت «ضیق» را بهعنوان معنای ضرر ذکر کردهاند، درحالتیکه در بعضی جاها در ضیق اصلاً معنا ندارد و هیچ ضیقی پیدا نمیشود و آن فرد هم هیچ طوری نمیشود و شاید خوشحال هم بشود، ولی عرف میگوید آن فرد در واقع در اینجا ضرر کرده است؛ یعنی اهل لغت بهجای اینکه یک معنای کلی را ذکر کنند، یک مصداق را پیدا کردهاند و آن را مفاد برای این لفظ قرار دادهاند، درحالتیکه این فقط یک مصداق برای این لغت است و مفاد آن
