
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
196روایت داریم: «رُفِعَ عن أُمَّتی تِسعَةٌ: الخَطَأُ و النِّسیانُ و ما أُکرِهوا عَلَیهِ و ما لا یُطیقونَ و ما لا یَعلَمونَ و ما اضطُرّوا إلَیهِ و الحَسَدُ و الطّیَرَة و... .»1 و از همین امام صادق روایتی داریم: «قال رسولاللَه صلّی اللَه علیه و آله: رفع عن أُمتی أربع خصال.»2 در اینجا بین خود دو کلام امام علیه السّلام هم تعارض واقع میشود؛ بهخاطر اینکه این راوی قطعاً نمیخواهد از نهتا موردی که امام صادق بیان کردهاند چهار تای آنها را بگوید، چون این راوی میگوید: «قال الصادق علیه السّلام: قال رسول اللَه: ”رفع عن أُمتی أربع خصال...“» درحالیکه آن راوی دیگر میگوید: «قال الصادقُ: قال رسول اللَه: ”رفع عن اُمتی تسعة...“» بنا بر حجّیت بیّنه و کلام عدول [و ثقات]، در اینجا مطلب به خود امام صادق برمیگردد؛ یعنی یک موقع خود امام صادق از پیغمبر روایت را به تسعة بیان میکند و یک موقع روایت را به اربعة بیان میکند، و بین اینها هم هیچگونه منافاتی نیست و ممکن است در یک روز پیغمبر فرمودهاند: «نُه چیز از امّت من برداشته شده است» و در یک روز دیگر به یک مناسبت دیگر فرمودهاند: «چهار چیز برداشته شده است» چون برحسب مورد، اشکال ندارد که یک روز بگویند: «چهار چیز» و یک روز بگویند: «نُه چیز». اضافۀ بر این، ممکن است که امام صادق چهار چیز از کلام پیغمبر را در یک مجلس بیان کند و پنج چیز دیگر آن را در یک مجلس دیگر بیان کند؛ یعنی همانطورکه علمای ما روایات را تقطیع میکنند، امام صادق علیه السّلام و ائمّه هم همیشه روایت پیغمبر را بتمامه و کماله بیان نمیکردند.
ما در بسیاری از موارد داریم که ائمّه علیه السّلام به بخشی از کلام و بعضی از جملات رسولاللَه استشهاد میکردند. منبابمثال رسولاللَه خطبهای خواندهاند و در ضمن خطبه، احکام متعدّدی را بیان کردهاند؛ بعد حضرت میفرمایند که پیغمبر در فلان
- التوحید، صدوق، ص ٣٥٣.
- الکافی، ج ٢، ص ٤٦٢.
